سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
227
طب در دوره صفويه ( فارسى )
با وجود اين كتابى به نام كلثوم نهنه به زبان فارسى نوشته و در اصفهان چاپ سنگى شده است كه هنوز مىتوان نسخى از آن را در بازار تهران پيدا كرد . مطالب اين كتاب را كه گفته مىشود توسط پنج زن خانهدار نوشته شده است مىتوان بازتابى از نظريات واقعى زن ايرانى دربارهء خودش و جنس مخالف دانست اما خود ايرانىها نوشتجات آن را جدى تلقى نمىكنند و مطالب آن را جزو اعتقادات خرافى زنان مىدانند كما اينكه فصل ششم آن هم كه راجع به زايمان است اصلا ارزش علمى و تحقيقى ندارد . كتاب كوچك و مشابه ديگرى به نام نيرنگستان نيز وجود دارد كه به قلم صادق هدايت است و در سال 1351 هجرى قمرى ( 1311 خورشيدى ) در تهران چاپ و منتشر شد اين كتاب مجموعهاى از فولكلورهاى ايرانى است و فصولى دربارهء ازدواج ، حاملگى و بچهها دارد به علاوه حاوى مطالبى درباره امور پزشكى نيز مىباشد كه به نوبه خود جالب است . نسخ اين كتاب را به زحمت مىتوان به دست آورد . به غير از اين دو كتاب اطلاعات ما از زنان دورهء صفويه محدود به مطالبى است كه اروپائيان چه به صورت مطالب جدى و چه به صورت لطيفه دراينباره نوشتهاند و از آنجا كه خوشبختانه « زن » هميشه يك موضوع جالب براى مردها بوده است مجموعه آنچه كه دراينباره نوشته شده است مىتواند سيماى زن دورهء صفويه را به خوبى مجسم كند . معمولا چنين گفته مىشود كه در ايران دورهء زردشت يعنى هزاران سال قبل از اسلام تمدنى بزرگ وجود داشته است و اين نظر مبتنى بر اين حقيقت است كه زنان در دورهء مزبور از مقام اجتماعى شامخى برخوردار بودند به علاوه به احتمال زياد حتى قبل از زردشت نيز زنان ايران همپايه مردان و چهبسا كه بالاتر از ايشان بودند . كوئينتوس كورتيئوس « 2 » مىگويد كه اسكندر مقدونى حق نداشت تا زمانى كه ملكه فارس اجازه نداده بود در حضور او بنشيند چه در ايران رسم نيست كه پسر در حضور مادر خود بنشيند و اين جمله نشان مىدهد كه زنان در منزل از چه منزلت و قدرتى برخوردار بودند به مادربزرگها و حتى به خالهها و عمههاى پير نيز در منزل حد اكثر احترام گذاشته مىشد . پس از پيدايش اسلام مقام زن در خانه و اجتماع دستخوش تغييرات شگرفى گرديد اما بعدا با تعبيرات خاصى كه از موازين اين دين به عمل آمد به تدريج مقام زن در اجتماع و خانه پائين آمد و اين سير نزولى در دورهء صفويه به حد اقل خود رسيد به نحوى كه تفاوت چندانى بين زنان شهرنشين آن دوره و كنيزها باقى نماند . آنها در منزل شديدا در معرض بىعدالتىهاى سيستم مردسالارى قرار داشتند و برغم صداقت و نجابتى كه داشتند اين امكان وجود داشت كه مورد تنبيه و بىحرمتى شوهر و سرور خود قرار بگيرند ولى البته از تنبيهاتى كه در ملاء عام انجام مىگرفت مستثنى بودند . با وجود اين در كتب تاريخ از زنانى نام برده شده است كه همراه با كنيزان خود به خاطر مقر آمدن و افشاى محل ذخائر و دفائن خويش تحت شكنجه و آزار قرار گرفتهاند به علاوه وقتى شخص والامقامى به مرگ محكوم مىگرديد
--> ( 2 ) - Quintus Curtius