سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
199
طب در دوره صفويه ( فارسى )
ابن سينا بطور حتم از اين مواد به هنگام جراحىهاى خود استفاده مىكرد زيرا در كتاب قانون نوشته است كه : « اگر بخواهيم كسى را بدون اين كه صدمهاى ببيند بيهوش كنيم بايد جل وزغ شيرين را همراه با شراب يا صبر زرد به او بخورانيم و اگر بخواهيم او را عميقا بيهوش كنيم به نحوى كه هيچ دردى را احساس نكند ، دردى از قبيل آنچه كه به هنگام جراحى حادث مىگردد بايد شيرهء تلخك را با شراب مخلوط كرده و به وى بنوشانيم و يا آن كه او را در معرض دود ترياك و سيكران ( به مقدار مساوى از هر كدام ) قرار بدهيم و يا آن كه جوز هندى و ساقه صبر زرد را به ميزان چهار گندم از هر كدام در شراب حل كرده به ميزان كافى به او بنوشانيم و يا آن كه سيكران قليائى را با ساقهء مهر گياه مخلوط كنيم و آن را آنقدر بجوشانيم تا رنگش قرمز شود و سپس آن را به شراب بياميزيم و به بيمار بدهيم » . عين الملك « 15 » نويسندهء قرن يازدهم در كتاب الفاظ الادويه خود براى بيان اين مقصود « 16 » لغت « تبنج » را به كار برده است و اين لغت به مفهوم به حال مرگ درآوردن كسى با كمك بنگ است . جلال الدين رومى نيز در اشعار خود به اين نوع بيهوشى اشاره كرده و مىگويد : مىدهند افيون به مرد زخممند * تا كه پيكان از تنش بيرون كنند با وجود اين نحوهء كار به روشنى مشخص نيست . نوع ديگرى بيهوشى وجود داشت كه از آن به اسم « تنويم » نام برده شده و ما مىدانيم كه اين لغت به معنى خواب كردن است . اين لغت را على بن عيسى كحال دورهء كلاسيك به هنگام بحث در اطراف جراحىهاى فوق العاده دردناك چشم بارها به كار برده است . او در كتاب خود به نام التذكرة « 17 » مىنويسد : « قبل از حدوث تنويم بايد پلك بيمار را باز كرد » و باز در جاى ديگر به هنگام بحث در اطراف چگونگى تراشيدن پلك مىگويد : « ابتداء بايد بيمار را به حال تنويم درآورد و سپس پلك او را تراشيد . » همين لغت براى بيهوشىهاى لازم به هنگام عمل آب مرواريد ، برداشتن ناخنك و قطع سبل هم نيز به كار برده شده است . در كتاب چشمپزشكى منسوب به ثابت بن قره كه اندكى پس از كتاب على بن عيسى نوشته شده است جملاتى مشابه جملات فوق الذكر را مىتوان ديد : « عمل حاشيه عنبيه بايد پس از تنويم بيمار صورت بگيرد » . بايد دانست كه بين شرقشناسان اروپائى بحثهاى مفصلى بر سر ترجمهء لغت تنويم وجود داشته و دارد . آريه فيگنبائوم « 18 » معتقد است كه لغت تنويم از نام كه به معنى خواب
--> ( 15 ) - نور الدين محمد عبد إله بن حكيم عين الملك شيرازى ( مترجم ) ( 16 ) - منظور لغت تخدير مىباشد كه ابن سينا به كار برده است ( مترجم ) ( 17 ) - تذكرة الكحالين ( مترجم ) ( 18 ) - Aryeh Feigonbaum