سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
191
طب در دوره صفويه ( فارسى )
حال دوباره به شرح لوازم و ادوات جراحى مىپردازيم . يكى ديگر از وسائلى كه براى جراحى به كار مىرفت ميل بود كه از آهن ساخته مىشد و در داغ كردن غدد ، شكافتن دملهاى داخلى گلو و زخمهاى بدون درد و مزمن به كار مىرفت . وقتى مىخواستند غدهاى را كه روى گردن درآمده بود درمان كنند ابتداء با تيغ پوست روى آن را مىشكافتند و سپس رگهائى را كه احتمالا روى آن قرار داشت و ممكن بود در حين جراحى پاره و يا بريده بشوند با كمك وسيلهاى به نام « قلاب رگى » كنار مىزدند و در همان حال نگاه مىداشتند و بعد جراح غده را بلند كرده آن را با كمك چاقو از محل خود جدا مىساخت و سپس ميل داغ شدهاى را روى زخم ناشى از جراحى مىگذاشت . حكيم محمد مىنويسد كه چاقوى جراحى را بايد قبل از هر استفاده تميز و تيز كرد و اين نكتهاى درخور تامل مىباشد . آيا او به اين موضوع واقف بود كه چاقو مىتواند حامل ماده بدخيمى باشد ؟ ( و اگر اينطور است آيا او به نحوى كاشف ميكرب محسوب نمىشود ؟ - م ) . پس از داغ كردن محل زخم روى آن را مقدارى پشم مىگذاشتند و مىبستند تا به تدريج خوب بشود . در چشمپزشكى نيز نوعى ميل كوچك براى تراشيدن پلك چشم مبتلايان به تراخم به كار برده مىشد . زنها نيز براى كشيدن سرمه از وسيلهاى به نام ميل استفاده مىكردند . سرمه را نه تنها براى زيبائى بلكه براى تقويت قدرت بينائى نيز به كار مىبردند . از ميل يك استفاده نامطبوع ديگر نيز به عمل مىآمد و آن به هنگامى بود كه مىخواستند كسى را به جرم سياسى و يا به عنوان تنبيه از نعمت بينائى محروم كنند ، و اين عمل در دورهء صفويه چنان رواج داشت كه اغلب اوقات از لفظ « ميل كشيدن » اصلا مفهوم كور كردن استنباط مىگرديد . گاهى اوقات يك سر ميل را پهن و تيز مىكردند و از آن براى رساندن داروهاى گردىشكل به نقاطى كه انگشت به آن نمىرسيد و يا ماليدن مرهم مخصوص بند آوردن خون به زخمهاى دور از دسترس « مثل وقتى كه زبان كوچك قطع مىشد » استفاده به عمل مىآمد . يك چنين ميلى را « كفچهميل » مىناميدند . شكستهبندها نيز از يك نوع ميل چوبى براى درمان شكستگىهاى استخوانهاى بينى استفاده مىكردند ، آنها اين ميل را وارد سوراخ بينى كرده و از داخل به استخوانهاى شكسته فشار مىآوردند تا هر كدام سر جاى خود قرار بگيرند . در يكى از تخصصىترين كتابهاى وسايل پزشكى اين دوره از نوعى روده شور نيز نام برده شده است كه براى خارج كردن زالوهائى كه احتمالا وارد معده يا گلو شده بودند استفاده مىشد و بالاخره از لوله باريكترى اسم برده شده است كه در مجراى ادرار قرار داده مىشد و از آن براى پائين آوردن بيضههائى كه در كيسه طبيعى خود قرار نداشتند استفاده مىگرديد . جراح پس از اين كه اين لوله را در مجراى ادرار قرار مىداد با تمام قدرت در آن مىدميد ، در هيچيك از كتب موجود قيد نگرديده است كه آيا اين عمل حقيقتا موجب پائين آمدن بيضه مىگرديد يا نه . در كتاب مزبور از نوعى وسيله به نام آبدزدك نيز نام برده شده