سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

190

طب در دوره صفويه ( فارسى )

مىباشد . ترياق كه در قربادين‌هاى اروپا از آن به نام Treacle اسم برده شد است را از تركيب چند ماده مختلف درست مىكردند . به شخص مارگزيده ترياك ، شير و يا شراب سفيد هم مىدادند . بخور صمغ و پياز و ذكر گوزن را نيز بسيار مفيد مىدانستند . قطع اندام مارگزيده توصيه نشده است اما قيد گرديد كه محل گزيده شده بايد كلا برداشته شود در ذخيره كامله يك مورد مارگزيدگى چنين شرح داده شده است . شاه نوروز كه از جراحان مصرى بود در كار خود و استفاده از انواع داروها تبحر فراوان داشت و جراحىهاى بسيار به دست او انجام پذيرفته بود ، در آن ايام كه سلطان مراد حكومت مىراند ، او را به استانبول اعزام داشتند و او به سبب آن كه مردى خوش‌نيت و فرمانبردار بود به استانبول آمد . افلاطون زخم‌بند مىگويد از وى خواستند تا ميزبان شاه نوروز باشد و از او پذيرائى كند . روزى يكى از بزرگان و نجيب‌زادگان ترك كه براى تفرج به صحرا رفته بود ، پايش را جانورى گزيد و اين امر موجبات ناراحتى تمام پاى او را فراهم آورد . از قضا آن بزرگ نجيب‌زاده خزانه‌دار سلطان بود و تمام امور سلطنت در يد اختيار وى قرار داشت . وقتى سپيده صبح دميد خبر ماجراى شب قبل در سراسر شهر منتشر شد و سلطان فورا دستور داد تا او را با تخت روان به دربار بياورند و سه نفر از جراحان خود را كه در شهر حضور داشتند احضار كرد و شاه نوروز يكى از ايشان بود . بيمار سخت اظهار ناراحتى مىكرد و تب شديدى بر او عارض شده بود جراحان مقدارى شير و داروى مهوع به وى دادند و چنين تشخيص دادند كه مار او را گزيده است هريك از اطباى حاضر بر بالين بيمار داروئى تجويز كرد و سرانجام فادزهر افلاطونى به وى داده شد ولى تاثير نيكوئى نداشت ، پس از دو روز زانوى بزرگ‌زاده به صدا درآمد و پا شروع به ورم كردن نمود ، به ناچار جراحان و اطباء فصد تجويز كردند و داروى ملينى به وى خوراندند ، تمام اين معالجات نيز بلانتيجه ماند . سرانجام از شاه نوروز خواسته شد تا راسا در معالجه او اقدام كند و او مرهمى ساخت و آن را بر تمام بدن بيمار ، على الخصوص به زانوى متورم او ماليد ، ديرى نگذشت كه ورم و درد و زخم ناشى از گزش به كلى مرتفع شد . سلطان شاه نوروز را غرق در خلعت و انعام كرده و دو تا سه هزار تومان به وى پاداش داد زيرا در استانبول هيچ‌چيز به اندازه دانائى حذاقت و جراحى ارزشمند نيست « 3 » .

--> ( 3 ) - همانطورى كه نويسنده در مقدمه كتاب اظهار داشته است از ذخيرهء كامله فقط يك نسخه در كتابخانه ملى پاريس وجود دارد و امكان نقل عين مطلب از آن براى مترجم فراهم نگرديد .