سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

189

طب در دوره صفويه ( فارسى )

بزرگ بود و با درآوردن آن خودبه‌خود به هم نمىآمد داخل آن با شكر سفيد پر شده و محكم بانداژ مىشد . براى بيرون آوردن ساير اشياء خارجى مثل هسته خرمائى كه در سوراخ بينى گير كرده و يا دانه تسبيحى كه داخل گوش شده بود از وسيله‌اى به نام منقاش استفاده به عمل مىآمد براى بيرون آوردن سر پيكان شكسته از بدن نيز وسيله خاصى به نام پيكان‌كش به كار برده مىشد . اگر شيئى خارجى كه به اين صورت وارد بدن شده بود با وسايل ذكرشده خارج نمىگرديد جراح دست به عمل جراحى واقعى مىزد و شيئى خارجى را بيرون مىآورد . نكته جالب اين است كه جراحان ايرانى مىدانستند در عمليات خود به هيچ صورتى از آب نبايد استفاده كنند و حتى از دادن آب به خود بيمار نيز خوددارى مىكردند . افلاطون زخم‌بند كه زمانى به عنوان جراح در ارتش خدمت مىكرد مىنويسد من متوجه شده‌ام كه اگر به افراد زخمى آب داده شود و لو زخم ايشان جزئى باشد جان سالم به در نمىبرند در حالى كه اگر از انجام اين كار خوددارى شود و لو زخم ايشان عميق و شديد باشد اغلب سلامت خود را باز مىيابند . حكيم محمد هم مىگويد كه دادن آب ظاهرا موجب لرز بيمار مىگردد و من تصور مىكنم كه منظور او از اين حرف بروز علائم كزاز بوده است كه در آن ايام شديدا در ايران شيوع داشت . درمان زخم‌هاى ناشى از پيكان‌هاى آغشته به زهر به مراتب ضرورىتر از درمان‌هاى ناشى از پيكان‌هاى معمولى بود . جاى تعجب است كه مىبينم ايرانيان دورهء صفويه به رغم تمدن درخشان و پيشرفته‌اى كه داشتند كماكان از پيكان‌هاى آغشته به زهر استفاده مىكردند . در اين حالت گوشت اطراف محل اصابت پيكان به سرعت شروع به گنديدن مىكرد و اطراف آن به قانقاريا مبتلى مىگشت . در كتاب حكيم محمد هيچ اشاره‌اى به نوع سمى كه ايرانىها يا ترك‌ها براى اين منظور به كار مىبردند نشده است و در ضمن اين مطلب نيز بيان نگرديده است كه آيا يك نوع سم به كار برده مىشد يا اين سم انواع مختلف داشت . اما در مقابل اظهار مىدارد كه درمان آن بريدن فورى اطراف زخم با تيغ تا به جائى است كه « گوشت قرمز » نمايان بشود ، و بعد اضافه مىكند كه روى آن بايد مرهم گذاشته و محكم بسته بشود و به بيمار به هيچ وجه نبايد آب داد ، اما مىتوان ابتدا مواد مهوع به وى خوراند و سپس آش پرچربى به او داد . حكيم محمد در كتاب خود مسموميت‌هاى ناشى از مارگزيدگى را به تفصيل مورد بررسى قرار داده است . اين روزها در ايران مار فراوان ديده نمىشود اما ظاهرا در دورهء صفويه انواع متعددى از اين خزنده وجود داشته است زيرا تقريبا در همهء كتب پزشكى مطالبى راجع به درمان مارگزيدگى و انواع آن نوشته شده است و اظهار گرديده كه - خطرناك‌ترين مارها مارى است كه به محض نگاه كردن به انسان موجب مرگ آدم مىگردد . براى درمان مارگزيدگى داروهاى فوق العاده متعددى توصيه گرديده است كه مهمترينشان ترياق