سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
188
طب در دوره صفويه ( فارسى )
اگر پوست محلى كه مىبايست جراحى مىشد سفت بود و يا بريدگى طويلى لزوم پيدا مىكرد از يك نوع چاقوى مخصوص جراحى ديگر استفاده به عمل مىآمد . تيغهء اين چاقو داراى غلافى بود كه نيمى از آن را مىپوشاند و فقط يك طرف آن تيز و برنده بود قبل از به كار بردن اين وسيله آن را در روغن زيتون فرو مىكردند تا چرب بشود . در برخى موارد به جاى چاقوى جراحى از تيغ دلاكى استفاده به عمل مىآمد تيغ دلاكى وسيله معمولى ختنه كردن پسرها محسوب مىگشت اما گاهى اوقات نيز براى بيرون آوردن غددى كه روى گردن درمىآمد و يا قطع اندامهائى نظير انگشت نيز به كار مىرفت . در دورهء صفويه بود كه جراحان ايرانى خود را با يك نوع زخم كاملا جديد يعنى زخم ناشى از تير تفنگ مواجه ديدند . در تواريخ نوشته شده است كه استفاده از اسلحه آتشين در زمان شاه عباس كبير به هنگامى كه شهر تبريز را در محاصره گرفته بود باب گرديد . اين شهر از زمانى كه به عنوان اولين پايتخت سلسله صفويه انتخاب گرديد چندين بار بين ايرانىها و عثمانىها دست به دست گشت . سليم سلطان پادشاه عثمانى آن را در سال 920 اشغال كرد ولى به زودى مجبور به تخليه آنجا شد بعد سليمان شاه در سال 955 دوباره شهر مزبور را تصرف كرد ولى اين بار مردم شهر او را عقب نشاندند . در سال 993 عثمانىها يكبار ديگر بر تبريز مسلط شدند تا اين كه سرانجام شاه عباس كبير در سال 1011 با توسل به يك حيله جنگى آن را بازپس ستاند . او 500 نفر از زبده سربازان خود را به لباس بازرگانان به داخل شهر فرستاد و آنها اظهار داشتند كه كاروان و مال التجاره ايشان تا يك شبانهروز ديگر از راه مىرسد شب بعد به شاه عباس كبير از سه جهت به شهر حمله كرد و زبده سربازان وى نيز از داخل به اشغالگران يورش آوردند و عثمانىها كه از دو سو مورد حمله قرار گرفته و به كلى غافلگير شده بودند به زودى شكست خوردند و از پا درآمدند . بدون شك استفاده از اسلحهء گرم در اين جنگ به شاه عباس كمك فراوان كرد . شاردن در ياداشتهاى خود مىنويسد كه در اين جنگ شاه عباس يك دسته از سپاهيان خود را با تفنگ حسن موسى مسلح كرده بود و چون استفاده از آن را بسيار سودمند يافت دستور داد تا تمام افراد به اسلحه گرم مسلح بشوند درحالىكه قبل از آن ايرانىها هرگز در جنگها از اسلحهء گرم استفاده به عمل نياورده بودند . براى بيرون آوردن گلولهاى كه در گوشت فرو رفته بود از وسيله جراحى به نام گلوله قلطان استفاده به عمل مىآمد . گلوله قلطان مانند تيغ سلمانىها تا مىشد و بنا به گفته حكيم محمد مىبايست در لفافهاى از پارچه پشمى نگاهدارى مىشد . اگر گلوله خيلى در گوشت ننشسته و يا به يكى از اندامهاى شريفه برخورد نكرده بود گلوله قلطان را پس از آغشتن به روغن زيتون در جدار محل برخورد گلوله فرو مىكردند تا به آن برسد . ظاهرا مىبايست سر اين وسيله شبيه به قاشق بوده باشد زيرا حكيم محمد نوشته است كه پس از آن كه سر گلوله قلطان به گوله رسيد جراح بايد با نهايت دقت آن را به زير گلوله ببرد و گلوله را بيرون بياورد پس از بيرون آوردن گلوله آب به محل آن نبايد برسد ولى خونها بايد با گلاب پاك بشوند و روى زخم خاكستر چوب ريخته شود . اگر حفرهء محل اصابت گلوله