سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
187
طب در دوره صفويه ( فارسى )
با حركات اعضاء در بدن به حركت درمىآيد و از نقطهاى به نقطه ديگر مىرود و اگر به يكى از اعضاى شريفه بدن برسد موجب مرگ مىگردد » . وقتى كليه اقدامات معمولى براى بيرون آوردن جسم خارجى با شكست مواجه مىشد جراح سعى مىكرد به نحوى زخم را گشاد كرده آن را خارج نمايد و پس از اتمام كار محل آن را با شكر پر كرده روى آن را هم قدرى خاكستر گرم مىپاشيد و مىبست . براى باز كردن دملها و طاولها از چاقوى كوچك خاصى كه شباهت تام به تيغ فصادها داشت استفاده مىشد . اين چاقو از فولاد آبديده درست شده و هر دو لبهء آن بسيار تيز و برنده و نوك آن نيز تيز بود . از اين وسيله بيشتر براى سوراخ كردن استفاده مىشد تا بريدن ؛ چاقوى مزبور را كه مضبع مىناميدند در روغن زيتون و يا گلاب نگاهدارى مىكردند تا از زنگ زدن آن جلوگيرى بشود و قبل از استفاده ، جراح آن را با نفس خود گرم مىكرد . وقتى براى درمان دمل جراح آن را مىشكافت محتويات زخم را خالى كرده و به جاى آن تعدادى زيره و مقدارى نمك قرار مىداد و اگر خونريزى مشاهده مىگرديد مقدارى خاكستر هم براى بند آوردن آن به كار مىبرد . اگر دمل روى يكى از شريانهاى اصلى درمىآمد و يا ريشه آن در عمق گوشت فرورفته بود و استفاده از مضبع خطرناك مىنمود براى تكميل تخليه محتويات آن از لوله خاصى استفاده مىشد اين لوله را از فتيله چراغ و يا از پشم درست كرده به هنگام استفاده مقدار زيادى مرهم به آن مىماليدند . در برخى موارد زخم ناشى از جراحى را با پارچه آغشته به موم پانسمان مىكردند و اين همان كارى است كه در اروپا به نام Cerate مشهور است . مشخصات مادهاى كه روى پارچه ماليده مىشد چنين توصيف شده است : « ضمادى چرب و نرم مركب از موم مخلوط با انواع روغنها ، مواد چرب يا صمغ به صورتى كه در حرارت معمولى بهتوان آن را به راحتى روى پارچه ماليد اما وقتى روى پوست گذاشته شد با حرارت بدن آب نشود و جريان پيدا نكند » تا همين اواخر در داروپزشكى انگلستان هفت نوع پارچه موم رسمى وجود داشت . رايجترين مادهاى كه براى اين منظور تهيه مىگرديد مركب بود از ده قسمت روغن زيتون ، سه قسمت موم سفيد ، يك قسمت زردچوبه و سنگ جهنم شسته شده ( و يا به جاى آن يك قسمت كافور سلطانى ) و طرز تهيه آن نيز چنين بود : ابتدا روغن زيتون را گرم مىكردند و موم را داخل آن حل مىنمودند سپس سنگ جهنم را به آن اضافه كرده مىجوشاندند تا قوام بيايد و سپس آن را روى كرباسى مىكشيدند . يكى ديگر از موادى كه پس از جراحى روى محل عملشده مىگذاشتند مخلوطى از ادرار و سريشم بود . اين دو را باهم مخلوط مىساختند و وقتى استفاده از آن ضرورت پيدا مىكرد آن را گرم مىكردند تا به صورت مايع دربيايد و سپس آن را به همان صورت روى زخم قرار مىدادند . سطح خارجى اين مرهم در مجاورت هوا سريعا مىبست و سفت مىشد ولى سطح زيرين آن تا مدتى نرم و گرم باقى مىماند و موجب التيام زخم مىگرديد .