سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
175
طب در دوره صفويه ( فارسى )
نوع به خصوصى فصد مورد درخواست بود كه هيچ دلاكى نمىتوانست آن را انجام بدهد . در يادداشتهاى تاورنيه مربوط به مسافرت از اصفهان به گللنده كه در سال 1080 صورت گرفت مطالبى راجع به يك نفر هلندى نوشته شده است كه جراح پادشاه گللنده بوده است و طى آن مىنويسد : « شاه از يك سردرد شديد رنج مىبرد و پزشكان دربار چنين نظر دادند كه بايد از چهار منطقه زير زبان او خون گرفته شود اما هيچكس نبود كه بتواند اين كار را انجام بدهد چه پزشكان هندى هيچچيز راجع به جراحى نمىدانستند از آنجا كه اندكى قبل از اين واقعه پتردولان « 4 » هلندى به عنوان جراح به خدمت شاه درآمده بود و از وى پرسيده شد كه آيا مىتواند اين كار را انجام بدهد يا نه ؟ و او جواب داد كه در جراحى كارى از اين سادهتر وجود ندارد . چند روز پس از اين واقعه شاه به جراح هلندى اطلاع داد كه فرداى آن روز آماده است تا چهار منطقه زير زبان او فصد بشود و همچنانكه اطباى مخصوص وى توصيه كردهاند بايد مراقبت كند كه از اين چهار نقطه بيش از 240 گرم خون گرفته نشود . صبح روز بعد دولان به دربار رفت و دو خواجه حرمسرا او را به اتاقى راهنمائى كردند و سپس چهار پير زن وى را به حمام بردند و پس از آن كه لباسهايش را درآوردند خوب سر و تن او مخصوصا دستهايش را شستند و آنگاه داروهاى خوشبو به بدن او ماليدند و به جاى لباس خودش لباسى محلى بر وى پوشاندند و بعد او را به نزد شاه بردند و او در آنجا چهار ظرف طلا ديد كه پزشكان شاه آنها را با دقت وزن كرده بودند . خلاصه جراح هلندى كار خود را آنچنان با مهارت انجام داد كه پس از گرفتن خون از زير زبان شاه چهار ظرف طلا كه هركدام 30 گرم خون جا مىگرفت بدون كم و زياد پر شد و شاه آنچنان از عمل او خوشش آمد كه سيصد پاگود « 5 » كه معادل هفتصد كرون « 6 » مىشود به وى دستمزد داد » . در ده مورد دلاك طبق قانون موظف بود كه قبل از فصد كردن نظر مشورتى يك جراح را جويا بشود اين ده مورد عبارت بودند از : هنگامى كه سن بيمار كمتر از 14 سال تمام بود ، وقتى كه بيمار خيلى پير بود ، وقتى كه بيمار به شدت ضعيف ، لاغر و بىنبض بود ، وقتى كه در اثر خون روى زرد و يا رنگ پريده شده بود ، وقتى كه مدتى از بيمارى او نمىگذشت ، وقتى كه مزاج بيمار خيلى سرد بود و بالاخره وقتى كه جائى از بدن او به شدت درد مىكرد . همانطور كه گفته شد وجود هريك از حالات فوق در شخصى كه خيال داشت فصد بشود ايجاب مىكرد كه دلاك قبل از شروع به كار نظر جراح يا پزشكى را جويا شود . يكى ديگر از محظوراتى كه براى فصد كردن و خونگيرى وجود داشت اين بود كه دلاك نمىبايستى از كسى كه تازه جماع كرده و يا تازه از حمام آمده و يا تازه غذا خورده
--> ( 4 ) - Peter de Lan ( 5 ) - Pagod ( 6 ) - Crown