سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

167

طب در دوره صفويه ( فارسى )

فصل سوم تخصص‌هاى جراحى و جراحىهاى كوچك اينك پس از كسب اطلاعات بيش و كم جامع از وضع يك جراح دورهء صفويه و نحوهء تحصيل و ميزان معلومات علمى و فقهى او به بحث در اطراف اين موضوع مىپردازيم كه اين شخص پس از گذراندن مراحل تحصيل و امتحان و احراز لقب « استاد » به چه نحو از معلومات خود بهره‌بردارى مىكرد و آن را چگونه به كار مىبست ؟ انتظارات مردم آن ايام از جراح به مراتب بيش از امروز بود و اگر بخواهيم حدود اختيارات جراح را با يك جمله مشخص كنيم بايد بصوئيم كه درمان هر نوع ضايعه‌اى كه در آن به نحوى از انحاء پوست بدن بريدگى پيدا مىكرد به عهدهء جراح بود به اين ترتيب اين شخص نه تنها به درمان انواع زخم‌ها مىپرداخت بلكه معالجه بيمارىهائى نظير كفگيرك ، كوفت و حتى زردزخم نيز به عهدهء وى بود حكيم محمد در اين باره مىنويسد : « پس جراح بايد همه بيمارىها ، اورام داخلى و خارجى ، زخم‌ها و قرحه‌ها را بشناسد چه اغلب اتفاق مىافتد كه انسانى از يك زخم كوچك مىميرد فقط به اين دليل كه ماهيت آن تشخيص داده نمىشود » . طبيعى است كه وجود يك چنين دامنهء وسيع درمانى مستلزم آن بود كه جراح اطلاعاتى به مراتب بيشتر از آنچه كه مثلا براى جراحى ساده يك بادفتق و ياد آوردن يك غده لازم بود داشته باشد . اطلاعات دارودرمانى او نيز مىبايست در حد يك پزشك عمومى باشد و باز حكيم محمد مىنويسد : « او بايد با پرسش از استادان جراح ديگر بر اطلاعات خويش از داروها بيفزايد تا بداند براى هر كارى كه به آن مبادرت مىورزد چه داروئى بايد تجويز شود او هم‌چنين بايد طرز تهيهء مرهم‌ها اعم از پخته يا خام و سرد يا گرم را هم بداند و در گرفتن روغن از دانه‌هائى كه در حرفهء او به كار مىآيند و شستن و تميز كردن داروها تبحر داشته باشد چه اگر نادانسته داروئى را كه نبايد به بيمار خود بدهد تجويز كند و از تاثير آن بر اندام‌هاى انسانى بىاطلاع باشد ممكن است زخم را بدتر و وضع بيمار را وخيم‌تر كند » . و كمى بعد اضافه مىنمايد كه : « استاد جراح بايد مرهم و ضمادها را بشناسد و به روش كار خويش و به كار بردن وسايل جراحى آشنا باشد يعنى بداند كه كدام وسيله براى قطع و كدام يك براى بخيه زدن ، ميل