سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

164

طب در دوره صفويه ( فارسى )

داشته سپس به هنگام انقباض آن را از طريق شريان‌ها به تمام بدن مىفرستد . پيروى از يك چنين نظريه‌اى يعنى اعتقاد به اين كه وظيفه اصلى شريان‌ها رساندن هوا به بدن است بود كه پزشكان ايرانى را با وجود نزديكى عجيبى كه به كشف جريان خون پيدا كرده بودند از دستيابى به اين راز بزرگ باز داشت . به راستى نمىدانيم كه چرا ايرانىها موفق به كشف جريان خون نشدند على الخصوص كه مشاهده مىكنيم برخى از پزشكان حتى به وجود رابطه بين شريان‌ها و وريدها نيز پى برده بودند براى مثال على بن عباس اهوازى كه از پزشكان تراز اول شيراز محسوب مىگشت و در اواسط قرن چهارم زندگى مىكرد در كتاب خود راجع به خون و عروق چنين مىنويسد : « . . . و شما بايد بدانيد كه به هنگام انبساط به علت خلائى كه ايجاد مىشود آن عروق نبض‌دارى « 15 » كه در نزديكى قلب قرار دارند هوا و خون تصفيه‌شده را از قلب مىكشند چه به هنگام انقباض از خون و هوا تهى مىشوند اما به هنگام انبساط دوباره از خون و هوا مملو مىگردند . از اين رگ‌ها آن‌هائى كه به سطح بدن نزديك هستند هوا را از جو اطراف بدن مىگيرند اما آن‌هائى كه در داخل بدن و بين قلب و پوست واقع شده‌اند داراى اين خاصيت هستند كه مىتوانند بهترين و رقيق‌ترين خون‌ها را از رگ‌هاى بدون نبض « 16 » بگيرند و براى همين منظور است كه در رگ‌هاى بدون نبض راه‌هاى ارتباطى با رگ‌هاى نبض - دار وجود دارد و دليل اين امر نيز آن است كه وقتى شريانى قطع مىگردد خون داخل وريد نيز خالى مىشود » . و غياث الدين در اين باره مىنويسد : « انتهاى شاخه‌هاى اين رگ « 17 » مشابه شاخه‌هاى سياه‌رگى است كه وارد مغز مىگردد و دهانه آن‌ها به يكديگر مربوط مىشود » . در مورد دستگاه گوارش و دفع ادرار من تصور نمىكنم كه پرداختن به جزئيات امر خيلى ضرورت داشته باشد زيرا وقوف به وضع و عمل آن‌ها براى يك جراح به اندازه رگ‌ها و استخوان‌ها اهميت نداشت . تشريح لكن خاصرهء زن را هم در بخش سوم كتاب جداگانه مورد بحث قرار داده‌ام . اندام‌هاى درونى بدن نيز از نظر جراحى و جراحان آن دوره واجد اهميت محسوب نمىگشت و به اين دليل من هم به بحث طولانى راجع به آن نمىپردازم . فكر باز و هوشيار ايرانىها به آنچه كه در فوق اشاره شد و احتمالا مىتوان آن را تشريح عملى ناميد بخش جديدى اضافه كرده بود كه مىتوان آن را تشريح نظرى و يا حتى تصورى خواند . از نظر عده‌اى از شرق‌شناسان ايرانيان مبتكر اين رشته از تشريح نيستند و آن را به جالينوس و متفكرين يونانى پيش از او نسبت مىدهند . به‌هرحال برطبق اين فرضيه تمام

--> ( 15 ) - منظور سرخ‌رگ‌ها است ( مترجم ) ( 16 ) - منظور سياه‌رگ‌ها است ( مترجم ) ( 17 ) - منظور شاه‌رگ سباتى است ( مترجم )