سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

157

طب در دوره صفويه ( فارسى )

فرا بگيرند . از روى نسخ خطى متعددى كه از اين دو كتاب باقى مانده است مىتوان منطقا چنين نتيجه گرفت كه كتب مزبور در آن دوره به همان اندازه رواج داشتند كه مثلا كتاب تشريح‌گرى « 7 » امروز رواج دارد . يكى از اين دو كتاب كه قديمىتر است مختصر در علم تشريح نام دارد و تاليف عبد المجيد بيضاوى است . اين كتاب در سال 620 نوشته شده و مشتمل بر شش باب مىباشد كه به ترتيب دربارهء استخوان‌ها ، اعصاب ، سياه‌رگ‌ها ، سرخ‌رگ‌ها ، عضلات و پوست مىباشند . كتاب دوم صد سال بعد نوشته شده و آشكارا مبتنى بر مطالب مختصر در علم تشريح است . اين كتاب تشريح منصورى نام دارد و تاليف منصور بن محمد بن فقيه الياس مىباشد . هر دو كتاب فوق الذكر مصور هستند و اغلب تصاويرشان نيز رنگى مىباشد و در بسيارى از كتب ديگر از قبيل « كتاب تصاوير تشريح » تا قبل از وساليئوس « 8 » مورد اقتباس قرار گرفته‌اند و خود من نيز دو عدد از آن‌ها را كه داراى توضيحات كامل در متن عكس مىباشند در كتاب تاريخ پزشكى ايران « 9 » به چاپ رسانده‌ام . آنچه كه در اين دو كتاب نوشته شده است حد اكثر مطالبى است كه دانشجويان دورهء صفويه مىتوانستند از علم تشريح بياموزند اما از نظر استفاده خاصى كه از آن‌ها مىبردند جز اين كه به زبان فارسى بودند و مىشد به راحتى به مطالعهء آن‌ها پرداخت حاوى مطلبى بيشتر و جامع‌تر از آنچه كه سال‌ها قبل توسط ابن سينا و رازى نوشته شده بود نبودند . به اين ترتيب علم تشريح مغاير با سنت‌ها و نظر فقها بود و شايد چندان اغراق‌گوئى نكرده باشيم اگر بگوئيم كه علم تشريح از دورهء جالينوس تا آن زمان هيچ پيشرفتى نكرده بود و طبيعى است استفاده‌اى كه مىشد از علم تشريح در يك چنين حدى در كارهاى جراحى به عمل آورد نمىتوانست چندان زياد و مهم باشد . يكى از مشكلات بزرگى كه كالبدشناسان آن دوره با آن مواجه بودند كشف تعداد صحيح استخوان‌هاى بدن انسان بود . حقيقت امر اين است كه براى اين سئوال جواب صددرصد مشخصى وجود ندارد زيرا تعداد استخوان‌ها با ازدياد سن تغيير پيدا مىكند مثلا استخوان كشكك به هنگام تولد وجود ندارد ولى بعدا به تدريج پيدا مىشود و يا استخوان‌هائى كه ابتداء جدا از هم به نظر مىرسند به تدريج به يكديگر جوش مىخورند و استخوان‌هائى كه به نام كنجدى معروف هستند به وجود مىآيند . ابن الاخوه اظهار مىدارد كه براى يك جراح شكسته‌بند اطلاع از تعداد صحيح استخوان‌هاى بدن نهايت ضرورت را دارد . او به علاوه بايد به اندازه و شكل استخوان‌ها نيز واقف باشد تا به اين وسيله « اگر استخوانى بشكند و يا از جا دربرود بتواند آن را درمان كند و در محل خودش قرار دهد و آن را به شكل و وضع اوليهء خود دربياورد » .

--> ( 7 ) - Gray's Anatomy ( 8 ) - The Principles of Anatomic Illustration Before Vesalius ( 9 ) - كتاب تاريخ پزشكى ايران توسط مترجم همين كتاب ترجمه و تحشيه شده است .