سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

148

طب در دوره صفويه ( فارسى )

چند قرن قبل از آن كه پادشاهان صفويه اقدام به ساختن اين قبيل مدارس بكنند تيمور لنگ دستور داده بود تا در تمام شهرهاى تحت استيلاى او بايد يك مدرسه يك مسجد يك كاروانسرا و يك بيمارستان وجود داشته باشد اما اين دستور عالى با گذشت زمان به تدريج به دست فراموشى سپرده شد و با انقراض سلسله تيموريان به كلى از ياد رفت و فقط در سال‌هاى آخر دوره صفويه بود كه اين رسم شايسته دوباره نضج گرفت . يكى از اشكالاتى كه طلاب علم و ادب با آن مواجه بودند پيدا كردن و نگاهدارى كتاب بود . كاغذ بر خلاق رق و پوست از اختراعات چينىها است و وقتى سمرقند در سال 85 به دست ايرانىها افتاد با اين صنعت آشنائى پيدا كردند اما صنعت چاپ در زمان صفويه به ايران راه يافت . اسقف جؤن تادوس « 3 » كرملى موفق شد علاقه شاه عباس كبير را با نشان دادن يك نسخه از مزمور كه با حروف فارسى و يك نسخه از انجيل كه با حروف عربى چاپ شده بود به صنعت چاپ جلب كند و در كار خود چنان موفق شد كه شاه بلافاصله دستور داد تا فورا يك دستگاه چاپ براى او خريدارى و به ايران حمل گردد . دستگاه‌هاى مزبور تا سال مرگ شاه عباس به ايران نرسيد . كشيش دومينيك « 4 » به نقل از كتاب صحراى عربستان « 5 » چنين مىنويسد : « 21 جمادى الاول 1038 - اينك چهل و هفت روز است كه شهر حلب را ترك كرده‌ايم . وسايل چاپى كه مشغول حمل آن هستيم بسيار ذى قيمت و در عين حال خيلى سنگين هستند به طورى كه يك شتر به زحمت مىتواند آن‌ها را حمل كند . در وسط صحرا به يكى از دوستان خود كه همراه كاروانى مسافرت مىكرد برخورديم و او به ما گفت كه بهتر است به راه خود ادامه ندهيم زيرا سلطان اعراب عوارض جديدى براى كاروان‌ها وضع كرده است و مال‌التجاره‌هاى ايشان را بازرسى مىكند . براى آن كه آن‌ها محموله ما را بازرسى نكنند مجبور شديم ده قروش عوارض بپردازيم زيرا اگر آن‌ها بارهاى ما را باز مىكردند و سرب‌ها را مىديدند بلاشك آن را براى خود برمىداشتند مخصوصا اگر مىفهميدند كه ما آن را براى پادشاه ايران كه دشمن ايشان محسوب مىشود حمل مىكنيم . با توجه به اين امر بود كه بهتر ديديم عوارض مزبور را بپردازيم و مانع بازرسى محموله‌ها بشويم » . « 6 » من نمىدانم كه آيا با اين دستگاه اصلا چيزى به چاپ رسيد يا نه . كشيش رافائل دومان « 7 » مىگويد كه در زمان او يعنى سى سال بعد از آن سال‌ها براى دانشجويان مدارس اصفهانى هيچ كتاب چاپى وجود نداشت « 8 » . به نظر من بعيد مىرسد كه از دستگاه چاپ مورد بحث استفاده‌اى جز به صورت اسباب‌بازى و يا يك وسيله كار عجيب و غريب به عمل آمده باشد و دليل بر اين مدعا نيز كاغذى است كه ده سال بعد از ارسال دستگاه مزبور از ايتاليا بازرس كل واتيكان نوشته و در آن پرسيده است كه : « با دستگاه چاپ عربى و فارسى كه

--> ( 3 ) - John Thaddeus ( 4 ) - Fr . Dominic ( 5 ) - The Desert of Arabia ( 6 ) - ( مترجم ) Chronicle of Carmelites in Persia , Vol . l Page 30 ( 7 ) - Rafael du Mans ( 8 ) - ( مترجم ) Etas de la Perse