سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
149
طب در دوره صفويه ( فارسى )
از رم به اصفهان ارسال گرديد چه كردهاند و چه انتظارى مىتوان از آن داشت و آيا تا به حال استفادهاى از آن به عمل آمده است يا نه » ؟ حتى در اواخر دورهء صفويه يعنى زمانى كه ژنرال ملكم به عنوان سفير در ايران به سر مىبرد نيز صنعت چاپ در ايران به كلى ناشناخته بوده است و اين امر در يادداشتهاى ملكم منعكس مىباشد . تاورنيه سياح فرانسوى كه دانشجويان ايرانى را در حال تحصيل ديده بود حكايت مىكند كه : « در مدارس همه درسها به صورت شفاهى تعليم داده مىشوند و يكى از دانشجويان ابتداء دو يا سه خط را مىخواند و بعد راجع به آن بحث و گفتگو آغاز مىگردد و سپس يك دانشجوى ديگر دو يا سه خط بعد را مىخواند و باز بحث و گفتگو آغاز مىشود . هركس كه شروع به خواندن مىكند به احترام استاد از جا برمىخيزد و تا زمانى كه استاد اجازه نداده باشد نمىنشيند . استاد در سر كلاس تمام علوم را تدريس مىكند زيرا به وى آموخته نشده است كه نمىتواند راجع به همه چيز اظهارنظر كند . بدون شك اگر ايرانىها از امتياز داشتن كتاب برخوردار بودند و روش تدريس اروپائىها دربارهء ايشان اجرا مىشد مردان فوق العاده دانشمندى مىشدند زيرا در حال حاضر با امكانات بسيار اندكى كه دارند در فقه ، منطق ، طب و رياضيات معلومات وسيعى كسب مىنمايند و تا آنجا كه برايشان امكان دارد به كنه مطلب پى مىبرند » . تاورنيه دربارهء تدريس طب در مدارس ايران چنين مىنويسد : « براى فراگيرى علم طب آنها از كتب گالن « 9 » كه او را جالينوس مىنامند ، آوهروئه « 10 » كه او را ابن رشد مىخوانند و هرمس تريسمجيستوس « 11 » كه او را ارمس مىگويند استفاده مىكنند » . جاى شك نيست كه يك چنين روش تدريسى مفيد بوده است . من در فصل بعد شرح خواهم داد كه آموزش تا چه حد در ايران گسترش داشته است به نحوى كه حتى يك دلاك نيز مىتوانسته است در كلاسهاى درس مدارس عالى شركت كند و حتى خارق العادهتر از آن مورد تودد كنيز است كه در داستانهاى هزار و يك شب آمده است . يك تاجر ورشكسته به نام ابو الحسن مىخواهد اين كنيز را به قيمت فوق العاده گزاف 10000 دينار به خليفه بفروشد خليفه اين قيمت را قبول مىكند به شرطى كه كنيزك بتواند در تمام رشتههائى كه ادعاى دانستن آنها را مىكند به سئوالاتى كه از وى مىشود پاسخ بدهد . آنگاه دانشمندترين فقها و الهيون سئوالاتى از قرآن و علوم مختلف از جمله طب از وى به عمل مىآورند و سعى مىكنند مسائلى را جويا شوند كه جوابى براى آنها وجود نداشت اما تودد نه تنها به يكايك سئوالها جواب قانعكننده مىدهد بلكه در مقابل پرسشهائى از سئوالكنندهها به عمل مىآورد كه آنها از جواب دادن عاجز مىمانند . داستان مربوط به اين كنيز شش شب از هزار و يك شب را در بر مىگيرد .
--> ( 9 ) - Galen ( 10 ) - Averoes ( 11 ) - Hermes Trismejistus