سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
147
طب در دوره صفويه ( فارسى )
در خارج از شهر زندگى مىكردند مىگذراندم تا بتوانم از چراغ ايشان براى مطالعه استفاده كنم و سپس مجبور بودم كه از كوچه و بازارهاى خلوت و از ميان سگهائى كه به پاسبانى منازل و مغازههاى اربابان خود مشغول بودند بگذرم و خود را به مسجد دوردستى كه صبحهاى زود در آن تدريس مىكردم برسانم . پس از آن كه يك آتشسوزى كتابخانه مدرسه را از بين مىبرد نعمت إله تصميم مىگيرد به اصفهان مراجعت كند اما فقر و ندارى نيز با او به اصفهان نقل مكان مىنمايد و در آن جا اغلب مجبور مىشود اندكى گوشت نمك سود بخورد تا تشنگى شديد بر وى غالب شود و سپس با نوشيدن آب فراوان اشتهاى خود را كور كند . خوشبختانه اين زندگى فلاكتبار تا آخر عمر او ادامه پيدا نمىكند و او به عنوان مدرس يكى از مدارس جديد التاسيس انتخاب مىگردد و در اينجا نظر يكى از بزرگان شهر را به خود جلب مىنمايد و از آن پس زندگى بيش و كم مرفهى پيدا مىكند اما ظاهرا نمىتواند براى مدتى طولانى از اين تغيير وضع بهرهمند بشود زيرا نوشتهاند كه او در سال 1130 وفات يافته است . از بين تمام مدارس آن دورهء ايران مدرسه اصفهان از همه مهمتر و مشهورتر بود . اين مدرسه كه اينك مدرسه چهارباغ ناميده مىشود در خيابان اصلى شهر قرار داشته و يكى از نقاط بسيار زيبا و ديدنى شهر است . البته ديگر از شاگرد و معلم در آن خبرى نيست و در مقابل تعداد زيادى جهانگرد و كبوتر در آن ديده مىشود . اين مدرسه شبيه مدرسه شاه حسين يا مدرسه مادر شاه است در سال 1122 به دستور شاه سلطان حسين ساخته شده و بنا بر نوشتههاى يك كشيش ژزوئيت كه در آن موقع در اصفهان زندگى مىكرد : « شاه دستور داد تا اين مسجد را بسازند تا خانقاه درويشان مستمند باشد » نويسنده اضافه مىكند در اصلى مسجد تماما از نقره بود اما به نظر من دراز چوب بوده و مثل اغلب درهاى اماكن مقدس داراى روكش نقرهاى بوده است . اين در هنوز هم باقى است . پس از عبور از در وارد دالانى مىشويم كه در دو طرف آن طاقچهنماهاى فراوان وجود دارد و طاق قوسى آن با كاشىهاى شش گوش تزئين گرديده است و پس از آن به رواقى با طاق گنبدى مىرسيم و بعد از رواق وارد حياط اصلى مىشويم كه در وسط آن حوضى مملو از آب و در اطراف آن باغچههاى پر از گل و درختان پرسايه قرار دارد . در طرف راست سالن مدرسه واقع شده است كه داراى يك گنبد و دو مناره مىباشد . در سه طرف ديگر نيز حجرههاى محل سكونت طلاب در دو طبقه با طاقهاى ضربى بنا گرديده و نماى همه آنها به طرز زيبائى كاشىكارى شده است . بخش پائينى تمام ديوارها با سنگ مرمر يزد پوشانده شده است و بر بالاى آن طاقها و طاقچهها ، سردرها و طاقنماها قرار دارند كه به زيباترين وجه ممكن با كاشىكارى تزئين شدهاند . در سراسر مدرسه يكصد و شصت حجره وجود دارد اما وقتى لرد كرزن « 2 » از آن ديدن كرد و مطالب بالا را درباره آن نوشت فقط پنجاه طلبه در آن سكونت داشتند . لرد كرزن در سال 1297 از اين مدرسه ديدن كرد و امروز هيچ طلبهاى در آن ساكن نيست .
--> ( 2 ) - Lord Curzon