سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
139
طب در دوره صفويه ( فارسى )
در مقابل بهاء الدوله در كتاب خود شعرى را مثال آورده است كه ما مىدانيم منسوب به عبيد زاكانى طنزنويس بزرگ قبل از دورهء صفويه مىباشد و باز مىبينيم كه محمد مهدى بن على در كتاب زاد لمسافرين خود به هنگام بحث در اطراف خواص چوب چينى شعرى را نوشته است كه گوينده آن ناشناس مىباشد . او اين شعر را در تائيد نظر خود كه چوب چينى به خوبى مىتواند جانشين تمام داروهاى ديگر بشود آورده و مىگويد : « پس هركس كه در اين ايام به داروئى جز بيخ چينى دل ببندد كارى كودكانه انجام داده است كما اين كه شاعر نيز به كار نبردن اين موهبت را نوعى بليه و يك كار دور از عقل و خرد دانسته است : ليس البليه فى ايامنا عجبا * بل السلامه فيها اعجب العجب مخصوصا اگر اين شعر خيام را هم در نظر بگيريم كه : چون رفته به تقدير دگرگون نشود * يك ذره از آنچه هست بيرون نشود هان تا جگر خويش ز غم خون نكنى * كز خوردن غم بهر جگر خون نشود اما بايد بدانيم كه در مجموعهء رباعيات عمر خيام يك چنين شعرى وجود ندارد و نزديكترين رباعى از عمر خيام كه من در ترجمه هرون آلن « 7 » از يك نسخه خطى موجود در آكسفورد پيدا كردهام اين است : از رفته قلم هيچ دگرگون نشود * وز خون خوردن غم بجز جگر خون نشود گر در همه عمر خويش خونابه خورى * يك قطره از آنچه هست افزون نشود همانطور كه ملاحظه مىگردد بين اين دو رباعى چه از نظر الفاظ و چه از نظر مضمون تفاوتهائى وجود دارد اما رباعى زير كه من آن را فقط در يك نسخه خطى از رباعيات عمر خيام موجود در آكسفورد ديدهام نزديكترين مضمون را به رباعى مورد بحث دارد : چه بهتر كه نام انسان سيهبخت ، * از طومار حيات حذف گردد ، ذرهذره جمع گردد تا سيلى جارى شود ، * دلم از گذشت عمر تنگ است « 8 »
--> ( 7 ) - Heron Allen ( 8 ) - در هيچيك از كتب رباعيات عمر خيام كه امكان مراجعه به آنها براى مترجم وجود داشت رباعى به اين مضمون يافت نگرديد - ( مترجم )