سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
135
طب در دوره صفويه ( فارسى )
مؤلف كتاب على بن شيخ محمد بن عبد الرحمن است و از كتاب او يك نسخه در كتابخانه بودلين « 3 » آكسفور وجود دارد كه فاقد تاريخ تصنيف مىباشد خود من نيز نسخهاى دارم كه بدون تاريخ است و به غير از اين دو ، نسخه ديگرى از كتاب مزبور را سراغ ندارم . در مقدمه كتاب جلوى اسم محمود بن الياس شيرازى ، طبيبى كه قبلا نيز از وى نام برديم ، لغت « مرحوم » به كار رفته است و ما مىدانيم كه محمود بن الياس در قرن هفتم رئيس بيمارستان شيراز بوده است . ازاينرو ما مىتوانيم حدس بزنيم كه كتاب مزبور پس از چه تاريخى تاليف يافته است ، از سوى ديگر وقتى مولف به ذكر برخى بيمارىها و زخمهاى پوست مىپردازد مىبينيم كه اصلا اسمى از آتشك يا سيفيليس كه در سال 905 به ايران وارد شد نبرده است به علاوه از بيخ چينى كه از داروهاى بسيار مهم و رايج قرن دهم بوده است نيز مطلبى بيان نداشته است . به اين ترتيب كتاب مزبور بايد بين سالهاى 751 تا 854 نوشته شده باشد . بههرحال كتاب مورد بحث شامل چهار قسمت است كه قسمت اول آن مقدمهاى طولانى به نثرى شيوا مىباشد ، قسمت دوم نيز مطول و درباره انواع بيمارىها از سر تا پا بوده و به نظم است ، در اين قسمت بخشى به طب زنان اختصاص داده شده و عوارضى نظير عسر الطمث ، صرع الرحم ، هوسك ، نازائى و حتى زايمانهاى مشكل هم شرح داده شده است . بخش مربوط به زايمان با اين بيت شروع مىشود . حامله را چون شود زادن قريب * گوش بايد كردنش قول طبيب و اين خود مىتواند دليل محكم ديگرى بر قبل از صفويه بودن كتاب مزبور باشد زيرا در دوره صفويه زايمان انحصارا توسط ماماها صورت مىگرفت و طبيب فقط نظارت عاليه داشت . قسمت سوم به مراتب مختصرتر از دو قسمت ديگر مىباشد و فقط دربارهء انواع غذاها و سازش آنها با فصل سال و مزاج شخص است و بالاخره قسمت چهارم قاموس لغاتى است كه در آن معادل فارسى لغات سورى و يونانى آورده شده است . مشهورتر از همه افرادى كه تا اينجا در اين فصل از آنها نام برده شد ، با مقامى مسلم در عالم پزشكى ، و با شهرتى عالمگير يوسف بن محمد هروى است . اگرچه يوسف در زمانى كه سلسله صفويه مىرفت تا قدرتى به دست بياورد متولد شد ، ولى در تمام دوران حكمرانى صفويه از آنچنان شهرتى برخوردار بود كه به حق بايد او را بزرگترين نويسنده مطالب پزشكى دوره مزبور محسوب داشت . پدر او ، يعنى محمد هروى ، نيز از اطباى نويسنده بود ولى فقط به نثر مىنوشت . او رسالهاى دربارهء امور پزشكى تاليف و آن را به نام ظهير الدين محمد ارمك كه از وزراى دربار هرات بود كرد ، اما معروفيت وى بيشتر به خاطر تاليف دو كتاب لغت است كه يكى را جواهر لغات و ديگرى را بحر الجواهر ناميده است . تا سالهاى متمادى چنين تصور مىشد كه اين دو كتاب يكى هستند و فقط اسمشان باهم فرق دارد ، ولى دكتر
--> ( 3 ) - Bodleian Library , Oxford