سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
134
طب در دوره صفويه ( فارسى )
كه مضمون آن بيش و كم منطبق با حال و احوال خودش باشد . در آخر يك چنين اشعارى چند دستور درمانى نيز داده شده است و خواننده مىتواند پس از مطالعه آن به عطارى سرگذر مراجعه كرده و با داروهاى گفتهشده در كتاب مراجعت كند ، اين كتاب براى مردم دوره صفويه درست نظير كتابهائى مىباشند كه امروزه تحت عناوينى نظير « پزشك خانواده » و « هركس مىتواند پزشك خود باشد » و غيره چاپ و منتشر مىشوند . از دورهء قبل از صفويه ، يعنى از ايامى كه تاليف كتب پزشكى به شعر نضج مىگرفت و رواج پيدا مىكرد دو كتاب براى ما باقى مانده است ، يكى شفاء المرضا يا شفاء الرجال يا طب شهابى است كه شهاب الدين بن عبد الكريم آن را نوشته و در صفحه آخر آن قيد كرده كه كار تاليف در شوال 790 پايان گرفته است . در صفحه اول نيز مصنف اسم خود و علت تصنيف را اينطور ذكر مىكند . سبب گويم از سازش اين كتاب * چنين رنج بهر چه بردى شهاب ؟ يك سال بعد هم كتاب ديگرى توسط خسرو معين نوشته شد كه نام آن را طبنامه خسروى گذاشت . خسرو معين كتاب خود را به نام شاه منصور مظفر كه يكى از شاهزادگان سلسلهاى كه بين 718 تا 794 بر شيراز حكومت مىراند كرده است . و به اين ترتيب سال تصنيف كتاب مشخص مىگردد . طبنامه خسروى كتاب كوچكى است كه به طور قطع براى غير پزشكان نوشته شده است . اين كتاب حاوى شش باب مىباشد كه جز يكى ، همه دربارهء حفظ الصحه ، پرستارى از بيمار و داروهاى شفابخش است . يك فصل را هم كه من استثنا كردهام راجع به انواع تبهائى است كه هركس مىتوانست مثل اطباى آن دوره به درمان آنها بپردازد ، با وجود اين راجع به تبهائى كه ممكن است در اثر سنگ مثانه باشند چنين مىگويد : چو پاى علامات رمل و حجر * تو اقوال حكمت بجان هم بخر نويسندگان و كتب مشابه ديگر از اين مقوله عبارتند از : 1 - شرف الدين محمد عمر الچيغمينى متوفى به سال 618 كه كتاب قانون ابن سينا را به شعر درآورده است . 2 - روحانى كه فوائد الانسان را تاليف و آن را به نام اكبر شاه گوركانى كرده است 3 - در سال 1303 نيز در كنستانتينوپل ( اسلامبول فعلى ) مجموعهء اشعارى تحت عنوان ديوان اطعمه چاپ و منتشر شد كه گويندهء آنها ابو اشك خلج شيرازى است . هر سه كتاب مزبور را فوناهن اسم برده است و من هيچكدام را نديدهام . يكى ديگر از بهترين كتب شعر پزشكى قبل از دورهء صفويه جواهر المقال مىباشد كه به صورت مثنوى سروده شده و يكى از اشعار آن چنين است : باعث شهوت بود حلواى چين * در حلاوت نيست حلوائى چنين