سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
114
طب در دوره صفويه ( فارسى )
( 1091 ه . ق . ) كتاب Pharmacopae Persica خود را در پاريس منتشر ساخت ، اما اين آخرين اقدام او در شناساندن و معرفى طب ايران آن دوره نيست چه او سال بعد كه به عنوان نماينده فرقهء مذهبى خود ، يعنى كرملى ، به آمسترادام رفت موفق به خريد يك ماشين تحرير عربى كه از شخصى به نام الزوير « 31 » به بازماندهء او به ارث رسيده بود گرديد و با دستيابى به اين وسيله توانست كتاب Gazcpbylocium Linguae Persarum را كه يك فرهنگ فارسى به لاتين ، ايطاليائى و فرانسه است چاپ و منتشر كند . اين كتاب در سال 1684 ( 1095 ه . ق . ) در آمستردام انتشار پيدا كرد . شاردن كه در آن زمان به عنوان نماينده شركت هند شرقى در هلند زندگى مىكرد و بسيارى از فرمهاى اين كتاب را قبل از چاپ نهائى آنها خواند شديدا از آن تعريف كرده است ، درحالىكه هايد « 32 » استاد كوئينز كالج آكسفور و يكى از بزرگترين شرقشناسان قرن 17 ( قرن 11 ه . ق . ) انگلستان نظر كاملا مغايرى با شاردن دارد و در اين باره مىنويسد : « مطالب فارسى كتاب فرهنگ لغات آنژلوس چنان آميخته به غلط است كه اگر بخواهيم همه آنها را تصحيح كنيم مجبور خواهيم بود كتابى به همان قطر بنويسم حتى هيچ زنى به اندازه او در نوشتن دچار اينهمه اشتباه نشده است . » من شخصا معتقدم كه هايد در اين انتقاد شديد خود تحت تاثير عقايد مذهبى خويش قرار گرفته است زيرا اين درست است كه فرهنگ لغات آنژلوس داراى اشتباهاتى مىباشد اما دليل اصلى انتقاد هايد بايد قاعدتا ايراداتى باشد كه آنژلوس به برخى قسمتهاى ترجمه تورات به فارسى كه توسط والتون انجام شده بود گرفته بود . در كتاب Gazophylucium با وجود آن كه اختصاصا يك كتاب لغت علمى و طبى نيست توجه زيادى به لغات پزشكى مبذول شده است ، علاوه بر آن كتاب مزبور از اين نظر كه براى برخى از لغات توضيحات اضافى داده شده است نيز واجد اهميت مىباشد ( و اين درست همان كارى است كه اشليمر « 33 » دويست سال بعد در كتاب خود به نام اصطلاحات « 34 » انجام داد ) براى مثال آنژلوس در مورد آتشك نوشته است كه « مقامات ايرانى آن را بيمارى فرانسوى مىنامند درحالىكه بايد آن را بيمارى ايرانى يا تركى بنامند زيرا به زحمت در هر هزار نفر يك نفر را مىتوان يافت كه به اين بيمارى مبتلا نباشد . » او همچنين نوشته است كه رايجترين كتاب پزشكى دورهء او در ايران ذخيرهء خوارزمشاهى سيد اسمعيل جرجانى ، طب يوسفى و كفايهء منصورى مىباشد . فرير تا ربيع الاول 1089 در گمبرون ماند و در اواخر اين ماه همان كشتىاى كه رئيس جديد شركت را به هند برده بود رئيس جديد نمايندگى در ايران را با خود به گمبرون آورد . اين شخص جون پتى « 35 » نام داشت و چون آدم ضعيف المزاجى بود تصميم گرفت قبل از
--> ( 31 ) - Elzevirs ( 32 ) - Hyde ( 33 ) - Schlimmer ( 34 ) - Terminology ( 35 ) - John Petit