سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
115
طب در دوره صفويه ( فارسى )
آن كه هوا گرم بشود به سوى اصفهان حركت كند و پيرو اين تصميم چند روز پس از ورودش به ايران به اتفاق فرير و چند نفر ديگر به سوى اصفهان به راه افتاد . آنها روز 13 محرم 1089 به لار رسيدند و در آنجا اكثر ايشان بيمار شدند و بيمارى ايشان به قدرى شديد بود كه ديگر نمىتوانستند روى اسب بنشينند و در نتيجه با كجاوه به مسافرت خود ادامه دادند . اين گروه تا آخر ربيع الثانى در شيراز باقى ماند ، و بعد رئيس هيات تصميم به ادامه مسافرت گرفت اما بنا به درخواست يك كشيش كرملى اسپانيولى كه « مدتها بود از بيمارى رنج مىبرد و مرتب تب مىكرد و پزشكان محلى نتوانسته بودند او را درمان كنند » ، رئيس هيات فرير را در آن شهر باقى گذاشت تا به درمان او و ساير انگليسىهائى كه در آن شهر سكونت داشتند بپردازد هنوز كشيش اسپانيولى كاملا بهبودى نيافته بود كه خود فرير بيمار شد و قبل از آن كه خودش كاملا خوب بشود ، از وى خواسته شد به درمان حاكم شهر « كه به علت ثروت زياد محبوبيت فراوان داشت و از خاندان پيغمبر بود » بپردازد . فرير به خاطر جلب نظر كشيشان كرملى و عيسويان كه رفاه ايشان بستگى تام به نظر مساعد حاكم داشت رضايت داد كه براى معاينهء حاكم به منزل او برده شود . « پس از آن كه درمان حاكم به من سپرده شد ، و پس از ميليونها قولى كه به من دادند ، تمام اقدامات من براى بهبودى او ، توسط زنها ، فرزندان و اطرافيان او ( و همچنين مردم شهر كه مىشنيدم مىگفتند خدا كند اين حكيم فرنگى او را بكشد ) نقش بر آب مىشد ، زيرا گروه اول چشم به مال او داشتند و براى گروه دوم زنده بودن او نوعى بلا محسوب مىگشت ، كما اين كه نسبت به خود من نيز پس از بهبودى به جز يك تشكر شفاهى پاداش ديگرى نداد » روز 13 جمادى الثانى حال فرير آن قدر بهبود يافته بود كه بتواند به سوى اصفهان حركت كند اما اين دفعه نيز نتوانست مدت زيادى در آن شهر بماند . بندر گمبرون « براى بارگيرى محمولات » به وجود يك انگليسى ديگر نيز نياز پيدا كرد و از آنجا كه رئيس نمايندگى به علت عدم موفقيت در شرفيابى به حضور شاه ، مجبور بود در اصفهان باقى بماند فرير بسوى جنوب مراجعت كرد . در سر راه خبر ورود او به شيراز فورا به حاكم داده شد و حاكم از وى خواست تا مقدارى از همان داروهائى را كه دفعهء قبل تجويز كرده و موثر واقع شده بود به او بدهد ، اما فرير كه از بابت معالجات قبلى خود پولى دريافت نكرده بود از انجام اين دستور طفره رفت و آنقدر در رفتن به نزد حاكم تاخير كرد تا كاروانى كه اثاثيه او را حمل مىكرد به حركت درآمد و از شهر خارج شد و سپس به نزد حاكم رفت و بهانه آورد كه نوكرش داروها را در بين اثاثيه او گذاشته و همراه با كاروان ارسال داشته است ، اما حاكم گفت كه اين مشكلى نيست كه نتوان آن را به راحتى حل كرد ، سپس دستور داد چند نفر سوار فورا حركت كرده كاروان را به شهر برگرداندند و به اين ترتيب براى فرير چارهاى جز اطاعت دستور حاكم باقى نماند . پس از مراجعت از منزل حاكم اطرافيان فرير به خاطر موفقيتى كه در درمان حاكم نصيبش شده بود به او تبريك گفتند و مخصوصا پرسيدند كه داروهاى خود را به چه بهائى فروخته است و وقتى فرير جواب داد كه داروهاى خود را به بهاى دستمزدى كه دفعه قبل