سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

111

طب در دوره صفويه ( فارسى )

دارد . و در كتابخانه ناپل هم چند جلد كتاب خطى وجود دارد ( و يا داشت ) كه اسامى آن‌ها به خط استراخن روى جلد آن‌ها نوشته شده است و در موزه بريتانيا « 19 » ترجمه‌هائى از دو كتاب فلسفى فارسى به زبان لاتين وجود دارد كه به خط ريز و خواناى استراخن است . در صفحهء اول يكى از اين كتب اين جمله به نظر مىرسد : Universum seu ut persac vocante Poculum Mandi : Opera Georgii Strachani Mernensis اين كتاب ابتداء در بغداد يافت شد و ما نمىدانيم كه چگونه به ايطاليا برده شد و از آن جا به انگلستان برده شده است . مشخص نبودن خصوصيات اخلاقى ، اعتقادات مذهبى و وارد آمدن اتهامات متعدد به استراخن او را فاقد شرايط لازم جهت ادامه خدمت در شركت هند شرقى مىساخت . برطبق صورت مجلس مذاكراتى كه در ماه ربيع الثانى 1030 در سورات انجام گرفت در مورد شخصى به نام ثوماس كوئينس « 20 » كه براى خدمت به سورات اعزام شده بود نوشته شده است كه : « چون در اينجا جراح به قدر نياز وجود دارد كوئينس به ايران اعزام بشود تا به جاى پزشكى كه در آنجا هست به خدمت مشغول شده و وظائف او را به عهده بگيرد » كوئينس سال بعد به ايران آمد و پس از ورود به ايران در بندر گمبرون به خدمت مشغول شد و به اين ترتيب ملاحظه مىگردد كه خدمات پزشكىاى كه از جانب اروپائيان در اصفهان به شاه عباس كبير عرضه مىشد توسط پزشكان هيات‌هاى مذهبى كه در ايران بودند انجام مىگرفت و شركت هند شرقى در ايران يا اصلا پزشكى نداشت و يا اين كه پزشك آن ساكن بندرعباس بود . حتى در هيات نمايندگى سردادمور كاتن « 21 » سفير چارلز اول در دربار شاهنشاهى ايران كه در سال 1035 به ايران آمد نيز پزشكى وجود نداشت زيرا در يادداشت‌هاى هربرت كه يكى از اعضاى اين هيات بود به هنگام توصيف چگونگى فوت كاتن در قزوين هيچ اسمى از يك پزشك انگليسى كه بر بالين وى بوده باشد برده نشده است . هربرت دربارهء بيمارى خود نيز نوشته است : « من مايل به قبول نظريات حكيمباشى نبودم زيرا با وجود آن كه مىدانستم او در كار خود كمال تبحر را دارد نتوانست خدمات زيادى به من بنمايد و با وجود آن كه تمام دستورات او را اجرا مىكردم و داروهائى را كه تجويز مىكرد مىخوردم ( برخى از اين داروها را خوب به ياد دارم و عبارت بودند از زرشك ، آلوى خيس كرده ، برنج به صور گوناگون و چيزهاى ديگر » و آنچه را كه او در نظر داشت پس مىدادم ، باز حالم بهتر نشد و به اين ترتيب براى من واقعا مشكل بود قضاوت كنم كه آيا پول‌هايم زودتر تمام مىشوند و يا عمرم ؟ » . هربرت سرانجام توسط خدمتكار تاتار خود به شيوه‌اى محلى درمان گرديد و اين خدمتكار در ازاى خدمت خود لباس و پول‌هاى او را برداشت و فرار كرد ! در سال 1043 ريچارد براو « 22 » به جاى گوئينس وارد بندرعباس شد ، اما مدت

--> ( 19 ) - British Museum ( 20 ) - Thomas Quince ( 21 ) - Sir Dodmor Cotton ( 22 ) - Richard Brough