سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
106
طب در دوره صفويه ( فارسى )
در وهلهء اول فاصله شهرهاى ايران مخصوصا شهرهاى شمالى را تا دهلى در نظر مىگيريم . بر سر اين راه بيابانهاى وسيع و كويرهاى بىانتها و راههاى پرمخاطره فراوان قرار دارد و تازه يك مهاجر پس از طى اين راه به هرات مىرسيد و از آن پس مىبايست از كوههاى فوق العاده صعب العبور بگذرد تا به اولين دشت حاصلخيز هند يعنى پيشاور در ايالت پنجاب برسد از اين محل هم تا دهلى حدود 700 كيلومتر راه بود . مخارج طى يك چنين مسافرتى با اسب و يا شتر براى اعضاى يك خانواده چقدر تمام مىشد ؟ مسلما خيلى زياد . پس دور از منطق نيست اگر فكر كنيم كه اين افراد جز لوازم خيلى ضرورى چيز ديگرى به همراه برنمىداشتند و به احتمال قوى تنها كتبى كه همراه خود مىبردند كتب دينى و مذهبى بود . تقريبا هيچ شكى وجود ندارد كه پزشكان مهاجر ايرانى خود را مجبور ديدند كه با تكيه بر اطلاعات خويش كارها را دوباره از ابتدا شروع كنند و دليل بر اين مدعا هم اين است كه مىبينيم محمد شاه فرمانرواى گجرات يك دانشكده ترجمه تاسيس كرد ، يعنى دست به همان اقدامى زد كه قرنها قبل مامون در بغداد انجام داده بود ، دليل هر دو نيز يكى بود : هر دو خود را مجبور ديده بودند كه از ابتداء شروع كنند .