سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
105
طب در دوره صفويه ( فارسى )
افراد معمولى و خانوادههائى كه در هيچ كتابى از ايشان نام برده نشده است نيز در اين مهاجرت شريك بودهاند ، افرادى كه نقش موثرى در تقويت قواى نظامى و بنيه اقتصادى هند ايفا نمودند و دليل بر اين مدعا گزارشى است كه سفير و نيز پس از مراجعت به كشور خود راجع به ايران به دولت خويش تسليم داشته است . در اين گزارش نوشته است « . . . شاه طهماسب ستمكارترين پادشاه مستبد بود . او اموال هر كسى را كه ثروتمند و يا ذى نفوذ مىديد مصادره مىكرد و اگر ايشان را نمىكشت چشمهايشان را درمىآورد . . . او از پرداخت پولى كه به سربازان خود وعده داده بود خوددارى كرد و در نتيجه 15000 و يا بيشتر از سربازان او ايران را ترك كردند و خود را به خدمت تاتارها و پادشاه هند درآوردند تا ديگر تابع يك چنين آدم مستبدى نباشند . » ما در اين كتاب فقط از خدمات پزشكان ايرانى به پادشاهان هند در دورهء صفويه سخن گفتيم درحالىكه نه تنها سلامت درباريان آن كشور وسيعا به وسيله پزشكان ايرانى تامين مىگرديد ، بلكه امور سياسى و كشورى ايشان نيز در دست ايرانيان بود تا جائى كه ما در تمام دورهء مزبور خيلى به ندرت به اسم يك نفر هندى در مقامات بالاى كشورى برمىخوريم ، كما اينكه هرگز با نام يك پزشك هندى بر بالين يك امپراطور و يا اشرافزاده هندى مريض نيز مواجه نمىشويم . ايرانيزه شدن مناطق شمالى هند كه تا به امروز نيز باقى مانده به دست همين ايرانيانى صورت گرفت كه يا براى دستيابى به زندگى بهتر ، و يا به علت فشارى كه به ايشان وارد شده بود راه مهاجرت به هند را در پيش گرفتند و بنياد فرهنگى را در كشور مزبور پىريزى كردند كه معمارى و ادبيات مبتنى بر آن پيوسته تحسين جهانيان را برانگيخته است . نكتهء ديگرى كه خوانندگان بايد به آن توجه داشته باشند تفاوتى است كه بين نحوهء نگارش مطالب طبى در ايران و هند در دورهء صفويه وجود دارد . نوشتههاى طبى دورهء صفويه در داخل ايران بيشتر به صورت « مجربات » يعنى تجربيات بالينى ، و « رسالات » يعنى جزوه و شرح و چند « قربادين » يعنى كتاب داروشناسى است درحالىكه نوشتههاى طبى همان دوره در هند كتب مشروح پزشكى هستند كه به شيوهء قانون ابن سينا تدوين گرديدهاند . كشف علت يك چنين اختلافى چندان مشكل نيست . در دورهء صفويه علم پزشكى در ايران حالت ثابت و پابرجائى پيدا كرد و تغييرات فوق العاده كمى در آن پيدا شد و در تمام دورهء مزبور فقط چند داروى جديد به داروهاى قديمى اضافه گرديد ، و يا چند روش جديد درمان باب روز شد و خيلى به ندرت بيمارى جديدى كشف و عوارض و علائم آن بازگو شد . در نتيجه كتب پزشكى قديمى به خوبى مىتوانستند نيازمندىهاى اطبا را برآورده سازند و نياز شديدى به تاليف كتب جديد احساس نمىشد . كتب پزشكى ايرانى چه به علت اختلاف زبان و چه به علت بعد مسافت در هند رواج نداشت زيرا اگر جز اين بود پزشكان مهاجر ايرانى هرگز اقدام به تاليف اين همه كتب متعدد و بزرگ نمىكردند . آنها همچنين در مهاجرت خويش كتب خود را به همراه نبردند زيرا اين كار عملا امكان نداشت .