سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
96
طب در دوره صفويه ( فارسى )
و صلاح كار خود را در اين ديد كه به هند مهاجرت كند و در آنجا اكبر شاه و جهانگير شاه مقدم او را گرامى داشتند اما در اينجا نيز اخلاق بد و رفتار ناشايست وى موجب گرديد كه سمت خود را از دست بدهد و به ناچار دوباره سوى وطن بازگشت و به كاشان رفت . او در جوانى شاگرد شاعر نامدار صائب بود و در ايام پيرى خود اشعارى سرود و كنيه « مسيحى » را براى خويش انتخاب كرد شهرت او از نظر شاعرى بيش از طبابت است . در فاصلهاى بسيار بعيد در جنوب دهلى ، ناحيهء دكن قرار دارد كه در حقيقت منطقهاى با فرهنگ كاملا ايرانى در ميان شبه قاهره عظيم هند محسوب مىگردد . وقتى سلسلهء صفويه در ايران روى كار آمد منطقه دكن از پنج سلطاننشين تشكيل مىشد و وقتى سلسله صفويه منقرض گرديد هر پنج سلطاننشين مزبور تحت سلطه مغولها قرار داشت . مهمترين سلطاننشين اين منطقه گلكنده بود كه از سمت شرق به اقيانوس هند و از سمت غرب به سلطاننشين احمدنگر محدود مىگشت و به قول فرير ، « ايرانىها در سر راه مهاجرت خود به هند در اين ناحيه مستقر شدند ، آنها براى اولين بار بود كه به اين منطقه مىآمدند ، و اگرچه از نظر مادى در شرايط نامطلوبى قرار داشتند ، اما از نظر فرهنگى وضع ايشان شاهانه بود » در سال 924 خانواده قطب شاه در اين ناحيه به قدرت رسيد و تا سال 1020 با استقلال كامل بر آن حكومت راند و در اين سال تاريخ آن با تاريخ مغول درآميخت . پايتخت آنجا نيز گلكنده ناميده مىشد . در دوران سلطنت قطب شاهيان فرهنگ و هنر در ايالت گلكنده درست مثل فرهنگ و هنر در دهلى در زمان اكبر شاه ، حياتى تازه يافت شهر بزرگى كه امروزه حيدرآباد ناميده مىشود بنيانگذارى شد و بيمارستانى در آن بنا گرديد كه مىتوانست روزانه چهار هزار بيمار بپذيرد ، علاوه بر اين بيمارستان نوانخانههاى متعدد و بناهائى كه امروز موجب مباهات مردم شهر مزبور هستند ساخته شد . در اينجا نيز ، مثل دهلى ، مقدم پزشكان ايرانى را بسيار گرامى داشتند و آنها مراكز آموزشى چندى در اين شهر ايجاد كردند و به اين ترتيب احمدآباد به صورت يكى ديگر از مراكز مكتب پزشكى ايران دورهء صفويه در هند درآمد . بعدها ايجاد كتابخانه بزرگ آصفيه در حيدرآباد با كلكسيون بزرگى از كتب خطى پزشكى خود ، و افتتاح كتابخانه سالار جنگ در آن شهر و مخصوصا تاليفات پرفسور ظهورى استاد دانشكدهء طب نظاميه موجب شد كه مورخين پزشكى پادشاهان سلسله قطب شاهيان را در مقامى كه شايسته ايشان بود قرار دهند و ايشان را « مشوقين علم پزشكى » بنامند . اين نكته بايد تذكر داده شود كه با وجود همه اينها ، اولين كتاب پزشكى كه در اين دوره در دكن نوشته شد ، در شهر حيدرآباد تاليف پيدا نكرد ، بلكه در شهر دولتآباد كه از شهرهاى مهم سلطاننشين احمدنگر بود نوشته شد نويسندهء اين كتاب نيز يك نفر ايرانى به نام حكيم رستم « 11 » است كه در سال 951 از گرگان به هند مهاجرت كرد و اندكى
--> ( 11 ) - در بسيارى از كتب تاريخ نام اين شخص روستوم نوشته شده است كه تلفظ رستم به لهجه تركمنى است ( مترجم )