سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

88

طب در دوره صفويه ( فارسى )

يكى از اين دو ترجمه ، يعنى قديمىترين آن اخيرا كشف و مورد بررسى مورخين تاريخ پزشكى قرار گرفته است . در ژانويه سال 1961 ( 1381 ه . ق . ) پرفسور ظهورى حيدرآبادى در مجموعهء همدرد از كتاب خطى به اسم طب شفائى محمد شاهى نام برده و نوشته است كه اخيرا به نسخه‌اى از آن دست يافته است . ما مىدانيم كه محمد شاه نوهء احمد شاه بنيانگذار احمدآباد مىباشد و پنجاه و چهار سال بر گجرات حكومت راند و مانند مامون خليفه عباسى مكتب ترجمه‌اى داير ساخت كه در آن كتب عربى و سانسكريت به فارسى برگردانده شدند و طب شفائى احتمالا يكى از اين كتاب‌ها است . نسخهء اصلى اين كتاب تاليف شخصى به نام واگبهات « 3 » مىباشد و توسط محمد بن اسرائيل اصيلى اساوى به فارسى برگردانده شده است . خلاصه‌اى از اين كتاب را آقاى پرفسور ظهورى ترجمه و در مقالهء خود در مجموعه همدرد آورده است . كتاب دوم از شهرت به مراتب بيشترى برخوردار است زيرا از سال‌ها قبل شناخته شده و تا همين اواخر ، يعنى تا سال انتشار مقاله‌هاى ظهورى ، چنين تصور مىشد كه اولين كتابى است كه از زبان سانسكريت به فارسى برگردانده شده است . در حقيقت هم بايد گفت كه اين كتاب فقط پنجاه سال پس از كتاب محمد بن اسرائيل ترجمه شده است . اسم آن معادن الشفا سكندر شاهى و يا بطور خلاصه طب سكندرى است و همانطور كه از اين اسم برمىآيد تاليف آن به نام سكندر شاه لودهى پادشاه دهلى شده است . مولف كتاب بهو و ابن خواص خان و تاريخ تاليف آن سال 918 مىباشد . از اين كتاب نسخ خطى فراوان وجود دارد و توسط ديئتز « 4 » به لاتين هم ترجمه گرديده است . مطالب اين كتاب با آنچه كه در آن زمان در كتب پزشكى نوشته مىشد ، متفاوت است ( و يا بهتر است گفته شود كه نحوهء تدوين مطالب متفاوت مىباشد - مترجم ) . كتاب از سه باب تشكيل شده ( در حقيقت از يك مقدمه و دو مبحث - مترجم ) ولى باب اول مجموعه‌اى است از مطالبى دربارهء چگونگى انتخاب استاد ، نوع اغذيه و اشربه ، داروها ، خلطهاى سه‌گانه « كه برطبق طبقه‌بندى هندىها نفخى ، بلغمى و صفراوى مىباشند » ، داروهاى هندى ، نبض و طبائع . همهء اين مطالب متنوع در يك باب ذكر گرديده‌اند . باب دوم درباره تشريح است باب سوم از دو باب ديگر جالب‌تر مىباشد زيرا طب سانسكريت در غالب طب ايرانى است . نام اين باب تشخيص امراض و علاج نام دارد و من تعجب مىكنم كه چطور تاكنون توجهى به اين اندكى به اين كتاب شده است زيرا فقط فوناهن در كتاب خود « 5 » و صديقى در « كتب طبى فارسى و عربى » به آن اشاره كرده‌اند و فوناهن هفت صفحه را به تشريح اهميت آن اختصاص داده است .

--> ( 3 ) - Vagbhat ( 4 ) - Dietz ( 5 ) - كتاب منابع اطلاعاتى پزشكى ايران ( Zur Qullenkunde Der Persian Medizine ) كه در سال 1910 به چاپ رسيده است ( مترجم )