سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
81
طب در دوره صفويه ( فارسى )
تا به روى اعتماد توان كرد نخست بسر موضعى گرد منقذى پديد بايد آورد پس مهت بدان منفذ اندر آوردن و گاه باشد كه بر موضع قدح گوشت فزونى برآيد آن را به سر ناخن بربايد داشت و نبايد ترسيد و بعضى طبيبان فروسو قرينه بشكافند و آب را بيرون آرند و اندرين طريق خطرى هست و آن است كه اگر آب غليظ باشد رطوبت بيضيه را با خود بكشد » « 15 » اين شرح كاملى از چگونگى جراحى آب مرواريد در ايران قرن ششم محسوب مىگردد . وقتى اين نوشته را با نوشتههاى كشميرى در قرن سيزدهم مقايسه مىكنيم با كمال تعجب مشاهده مىكنيم كه هيچ تغيير قابل ملاحظهاى در نحوهء كار كحالان پيدا نشده است و در نتيجه منطقا مىتوان گفت كه در دورهء صفويه نيز روش كار بر همين منوال بوده است . بدون شك در مقابل هريك نفرى كه در دوره صفويه به آب مرواريد مبتلى بود ، ده دوازده نفر از ضعف قوه بينائى به علل ديگر شكايت داشتند و خوشبختانه تجويز مرهم و قطره چشم تنها راه درمان اين بيماران نبود ، براى مثال از عينك نيز استفاده مىشد اما متاسفانه ما اطلاعات فوق العاده كمى از چگونگى ساختن اين وسيله ، نحوهء فروش و چگونگى تعيين نمره آن در دست داريم . عادى بودن استفاده از عينك را مىتوان از نوشتههاى بهاء الدوله استنباط كرد . او مىگويد « . . . آنها مىتوانند با كمك عينك حتى حروف كتاب را هم ببينند » و جون فرير ، پزشك شركت هند شرقى نيز در سالهاى حدود 1086 ه . ق . نوشته است كه « . . . اشخاص پير با عينك عيب چشم خود را بر طرف مىكنند و اشخاص جوان با خيره شدن به آفتاب آن را معيوب مىنمايند . » بايد اين نكته را نيز تذكر بدهم كه به جز دو مطلب فوق در هيچيك از كتب و رسالاتى كه من ديدهام اعم از آنهائى كه جنبهء طبى دارند و يا آنهائى كه به صورت داستان و شعر و ادبيات مىباشند مطلبى راجع به عينك نوشته نشده است . كشف مطالبى بيشتر در اين زمينه واجد اهميت فراوان مىباشد . همانطور كه مىتوان حدس زد شفاى كورى در مراقد مقدس نيز از جمله مطالبى است كه در كتب پزشكى بازگو شده است كه يكى از آنها مربوط به معجزهاى است كه در زمان شاه عباس به وقوع پيوست و هوشيارى شخص شاه راز آن را برملاء ساخت . گفته شده است يك سال كه شاه عباس كبير براى زيارت مرقد مطهر حضرت امام رضا به مشهد رفته بود در حين زيارت ناگهان همهمهاى برمىخيزد و شاه علت را جويا مىگردد ، مىگويند فقيرى كور هماكنون شفا يافته است و مردم در اطراف او جمع شدهاند . شاه عباس دستور مىدهد تا او را بياورند و سپس از وى سئوال مىكند كه چند سال كور بوده است ؟ مرد فقير جواب مىدهد كه كور مادرزاد بوده است ، شاه عباس سپس دستور مىدهد كه دو قطعه پارچه يكى سفيد و يكى قرمز را در مقابل او بگذارند و به مرد فقير مىگويد براى اين كه ثابت كنى چشمهايت شفا يافته است بگو كدام يك از اين
--> ( 15 ) - اين قسمت به جاى ترجمه از متن انگليسى عينا از روى نسخه خطى ذخيره خوارزمشاهى اهدائى مرحوم مشكوه به دانشگاه تهران استنساخ و با نسخ ديگر مقابله گرديده است ( مترجم )