عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
327
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
از خواب من كدام كس اعلامت كرد ( ياسر ) عرض كرد جبرئيل كحال خبر داد جبرئيل گويد همان روز خليفه مرا احضار كرده فرمود ( يا جبرئيل اتخذتك كحالا لى او عاملا على الاخبار ) سپس مرا از دخول دربار منع و وظيفهام را قطع نمود قدمت خدمت خويش را بيادش آوردم مقرر شد كه بجهة حقوق خدمات سابقه ماهى يكصد و پنجاه درهم وظيفهام بدهند به شرط اينكه ما دام العمر بدربار قدم نگذارم * سال وفات جبرئيل به نظر نرسيد كتابى در كحالى دارد * 2 1 جرجيس بن ماسويه الطبيب از اطباى بنى ماسويه و اسم او پيش از اين باجمال مسطور گرديده اين حكيم در عصر خود بحسن عمل معروف و به نيكويى معالجات موصوف بوده چنانچه سالها در بيمارستان ( جندى سابور ) و بغداد در نزد پدرش ماسويه بمزاولت عمل ممارست مىنمود ولى آنچه از ترجمهء حال او مفهوم مىشود در مقامات و مراتب علميّه صاحب پايهء بلند نبوده * همين جرجيس مزبور برادر يوحنا بن ماسويه طبيب مشهور است كه در عهد هارون خليفهء عباسى بترجمهء كتب اشتغال داشته ولى موافق قول نامهء دانشوران مادر وى غير از مادر يوحنا است انقضاى زمان زندكانى جرجيس طبيب بدست نيامد * 2 1 جريح بن الطباخ الطبيب از اطباى اواخر مائه سيم هجرى است با سعيد بن توفيل طبيب احمد بن تولون معاصر بوده سال وفاتش به نظر نرسيد * نسطاس بن جريح طبيب مشهور صاحب كناش و مؤلف رساله در بول كه براى يزيد بن رومان نصرانى اندلسى تأليف نموده گويا پسر همين جريح بن طباخ باشد * 2 1 جعفر بن ابى على المستغفرى السمرقندى - هو ابو العباس جعفر بن ابى على محمد بن ابى بكر بن محمد بن المستغفر * اين حكيم بسبب انتساب به نياى بزرك به ( مستغفرى ) معروف است از رجال اوايل مائه پنجم هجرى در علم فقه و حديث و حكمت داراى خبرت اشعرى الاصول و حنفى الفروع بوده همين حكيم مؤلف كتاب طب النبى مىباشد كه در نزد عامه و خاصه كمال اعتبار را دارد چنانچه علامهء مجلسى در كتاب بحار الانوار مطالب اين كتاب را بتمامه نقل فرموده و نيز خواجه نصير الدين