عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
279
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
توطن در شهر مزبور در آن بلد مدرسهء تأسيس و در آنجا بتدريس نشست حكيم مزبور در علم هندسه و هيئت صاحب مقام بلند بوده و در اين دو علم كشفيّات دارد در علم مثلثات بعضى قوانين وضع كرده و در فن فلسفه طريقهء مخصوصى داشته مبدأ عالم را آب مىدانسته روح عمومى بر تمام كائنات قايل بوده و خداى بيهمتا را در كنه تمام اشيأ مضمر مىدانسته فلسفه تاليس را بعضى از علماى اروپا در قرون اخيره ترجمه و در آن باب كتابها تأليف كردهاند و از حكماى بزرك جمع كثيرى پيش آن حكيم تلمّذ نمودهاند * اوّل حكيمى كه سبب كسوف را فهميد و پيش از وقوع آن خبر داد او بوده و اوّل كسى كه ارتفاع اهرام را بواسطهء سايهء آنها استخراج نمود او بود « 1 » و اوّل كسى كه وجود قوه الكتريسية را در كنه اجسام ملتفت شده او بود مىتوان گفت پيش از تاليس اهالى يونان از عالم معارف بهرهء نداشتند و مثل اوايل عرب بالمره از فنون حكمت بىخبر بودند چنانچه غريغوريوس در تاريخ خود در ذيل ترجمهء اين حكيم كويد ( لم يكن لليونانيّين قبل تاليس شيئى من الحكمة و انما كانت حالهم كحال العرب لم يعرفوا غير علم اللّغة و تأليف الاشعار و الامثال و الخطب و قيل اوّل من قال بالاطوماطون هو تاليس اى ان الوجود لا موجد له انتهى ) و نيز معلّم اسعد شدودى در كتاب عروس البديعه فى علم الطبيعه در باب قوهء الكتريسية نويسد ( ان اوّل من قيل انه لاحظه تاليس الذى نشأ سنة ستمائه قبل الميلاد و نسبه الى مفاعيل حيوان خفى انتهى )
--> ( 1 ) اما تعيين ارتفاع مرتفعات از سايهء آنها به دو طريق تواند بود يكى آنكه وقتى كه ارتفاع شمس از افق چهل و پنج درجه باشد در آن حين با برهان هندسى ثابت شده كه سايهء هر جسمى در زمين مسطح با ارتفاع خود آن جسم مساوى خواهد بود و اين وضع در اغلب معموره روزى دو مرتبه اتفاق افتد * طريق دويم تعيين ارتفاع جسم است بقاعدهء تناسب در اين صورت تعيين ارتفاع شمس را حاجتى نيست و اين طريق بدين نحو است كه در زمين مسطح شاخصى قرار داده و مقدار ظل آن را با ارتفاع خود شاخص معيّن نمايند سپس سايهء جسم مرتفع را پيموده و از اين سه معلوم كه عبارت باشند از ( مقدار ظل جسم ) و ( طول شاخص ) و ( مقدار ظل شاخص ) ارتفاع جسم را بقاعدهء اربعهء متناسبه بدست آورند چه كه نسبت ارتفاع جسم مرتفع بسايهء خويش مثل نسبت ارتفاع شاخص بسايهء خود مىباشد پس احد الطرفين مجهول است و آن بتقسيم حاصل ضرب وسطين بر طرف معلوم بدست آيد * پس سايهء جسم مرتفع را به طول شاخص ضرب و حاصل را به مقدار سايهء شاخص قسمت بايد نمود و خارج قسمت ارتفاع جسم مرتفع خواهد بود * ( ابن المؤلف نصر اللّه )