عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

243

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

لو تاملّتم الى القواعد المذكورة فى الكتب الماثورة من الاطباء علمتم ان ما اخترته حق و العمل به راجح فقال ما دليلك فى هذا الرجحان فقلت له الكتب الرجحان اختيارى على اختياركم دلايل خطرت ببالى و رسل عليكم فتاملت الى الرجحان على اللّيل بذهاب اليوم و مضت كسالتى من الصوم شرعت مستعينا باللّه فى كل الامور بتسطير هذه السطور انتهى ملخصا ) و ديكر از مؤلفات آن حكيم ( رسالهء طاعونيّه ) است كه در طاعون هزار و دويست و چهل و هفت هجرى ( 1247 ) بلسان عربى نكاشته ( رسالهء جوهريه ) كه در ردّ جوهريات فرنكى و عدم جواز استعمال آنها به عربى تأليف نموده ( رسالهء كافوريه ) ( رسالهء كوثريه ) عربى ( رساله در شرح لغز مشهور كه شيخ اجل بهأ الدين عاملى باسم قانون ساخته ( رسالهء سماويه ) در تفسير بعضى آيات قرآنى كه در علم نجوم است تأليف نموده ( رسالهء تعبيريه ) ( رسالهء منظومه در طب ) * و از اشعار آن رساله محض نمونه چند بيت نكاشته مىشود * ( در تعريف سوداى طبيعى گويد ) بسر چون جوش زد سوداى جانان * * بيان خلط سودا گشت آسان چو با بخت من و زلف نكارم * * شباهت داشت وصفش مىنكارم طبيعى درديست از خون محمود * * كه ثفل و عكرده استاد فرمود عفوصت باشدش ديگر حموضت * * كه طعمش نيست خالى از قبوضت چو اندر ضمن خون صورت پذيرد * * پى دو مصرف آن انجام گيرد يكى سارى در اعضا كشته بادم * * يكى سوى طحال آيد دمادم ضرورت در دو قسم و منفعت هم * * مقرر آمد از خلاق عالم كه دم در تغذيه وقت ضرورت * * شباهت با بدش فى اى صورت كه خون چون عظم مىكردد بناچار * * ز سودا بايدش قسطى مددكار متين كردد ز سودادم به‌هرحال * كه لازم بايدش در بعض احوال ز سودا منفعتها خون نمايد * * كه اندر شد و تكثيفش فزايد چو آيد در طحال آن جزء ديكر * * ضرورت باشدش با نفع مضمر ضرورت غسل تن از فضل سودا * * و يا جويد طحال از وى غذا را بود آن منفعت كز خلط اسود * * ز مخزن در قسم معده بريزد ز قبضش قوّت افزايد فم او * * حموضت قطع سازد بلغم او