عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

244

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

شود تنبيه جوع و اشتها نيز * * بود جلب غذا را حليت‌انگيز ( در بيان اقسام ثلثهء ارواح فرمايد ) سه قسم ارواح حامل شد چو محمول * * كه بيش و كمتر از اين نيست معقول چو اصل جملكى روح حيات است * * دو قسم ديكر از وى باثبات است بدان خود روح حيوانيست در دل * * كه او از صفوهء دم گشته حاصل چو آيد در كبد روح طبيعى است * * كزو اعضا چو اغصان ربيعى است چو شد اندر دماغ و يافت تعديل * * ز حيوانى بنفسى گشت تبديل ( فى بيان اختلاف الاقوال فى الابصار ) سه مذهب كشته مشهور اى برادر * * در ابصار و شروط آن مقرر رياضيّون چنين كويند كابصار * * چو مخروطى بود نورى پديدار كه باشد زاويه زان جسم نورى * * به چشم و قاعده جسم حضورى دويم مذهب ز ابصار انطباع است * * كز اصحاب طبيعى اختراع است كه يعنى مبصر اندر حال رؤيت * * مثال آينه است و عكس صورت سيم باشد تكيف از مذاهب * * كه دانستند از حق اين مواهب سه مذهب را نمودم من بيانى * * باجمال و تو تصويرش توانى ( در معالجهء خروج مقعدهء اطفال فرمايد ) خروج مقعده عارض بصيدن ؟ ؟ ؟ * * بود از سستى اعصاب ايشان ز آس و جفت هم مازو كلنار ؟ ؟ ؟ * * سمساق و ورد يابس يك به مقدار ز قرن الابل محرق قشر رمان * * بجوشان در طبيخش طفل نيشان 2 باراتير Baratier از اعاجيب حكما و دانشمندان اوايل قرن هيجدهم ميلادى و از اشخاصى است كه در سن طفوليت داراى علم و حكمت بود و در خردسالى با پيران سالخورده لاف همسرى مىزد بلكه بر آنها دعوى برترى مىنمود * تولد آن حكيم در شهر ( اشوارباخ - ( Schwalbache ) از ممالك آلمان بوده همانا كه آن نادرهء دهر از اوان طفوليت عاشق علم بود و نيز جودت و فطانت فوق العاده داشت چنانچه در سن پنج به زبان آلمانى و فرانسه و لاتينى تكلم مىكرد و در هفت سالكى علاوه بر السنهء مزبوره لسان يونانى و عبرانى را فراگرفت و علوم مذهبى را تكميل كرد و چون سنين زندكانى وى بده رسيد