عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
238
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
الى المسلمين للانتفاع به فاخرجه الى الناس و بثه فى ايديهم انتهى ) غريغوريوس نصرانى طبيب عهد هلاكوخان در تاريخ خود كه بلسان عربى نكاشته گويد ( و كناش اهرز موجود عندنا بالسريانيّه و هو ثلاثون مقالة و زاد عليها سرجيس مقالتين اخريين انتهى ) سال وفات اهرن بدست نيامد * 2 اوميروس ( اوميرس - امر ) Homere اقدم و اشهر شعراى يونان است چون فاضل دانشمند معاصر در كتاب ناسخ التواريخ وى را جزو حكما نكاشته ما نيز تاسى به آن مورخ نحرير نموده و او را در جركهء حكيمان بقلم آورديم * فاضل معاصر كويد كه اوميرس از فنون حكمت و منطق صنعت شعر را اختيار نموده و او در ميان شعراى يونان مانند امرء القيس است در ميان شعراى عرب و بعقيدهء او زمان اوميرس هفتصد و سى و پنج سال ( 735 ) قبل از ميلاد حضرت مسيح بوده ولى بعقيدهء مورخين فرنك و نوشتهء قاموس الاعلام و زبدة الصحايف و نقد التواريخ زمان او متجاوز از نهصد سال بر ميلاد حضرت مسيح تقدّم داشته بههرحال چون در آن عهد فن كتابت در يونان معمول نبود لذا اخبار او درست منضبط و معلوم نيست و اشعار او مدّتها قبل از استعمال كتابت از السنهء مغنىها كه در حفظ داشتهاند و سينه به سينه بهمديكر مىآموختند در بلاد يونان انتشار پيدا كرده * كويند اوميرس از زنى ( قريتاپيس ) نام قريب هزار سال قبل از ميلاد در ( ازمير ) متولد شده و مدتى بعد از تولد او ( فميوس ) نام كه در همان بلد تاسيس مدرسه نموده و در آنجا مشغول تدريس بود بمادر اوميرس تعشق ورزيده و او را بحبالهء نكاح درآورد و هم به ترتيب و تعليم ربيب خود اوميرس همت كماشت بعد از آنكه اوميرس بحدّ رشد رسيد ( فميوس ) وداع جهان گفت و اوميرس بجاى او بامر تدريس مشغول گشت سپس به گفتن شعر ممارست كرد و وقايع جنك مشهور محاصره ( تروآ ) و مصائب مفجعهء آن را در قصيدهء مفصلى بنظم كشيده مدرسه را ترك و بامر شاعرى و سياحت امصار پرداخت بالاخره چشمش نابينا گشت و بلاى فقر و فاقه بر او مستولى گرديد و بقدرى پريشان و تنكدست شد كه از كثرت اضطرار با حالت نابينايى در برزن و بازار بتغنى اشعار