عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
214
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
هى بلاؤه و رب محسود على حال هى داؤه ) فرمايد ( اكثر الفضايل مرة المبادى حلوة المواقب و اكثر الرذائل حلوة المبادى مرة العواقب ) گويد ( الظفر شافع المذنبين الى الكرمأ ) و سئل عند موته عن الدّنيا فقال ( خرجت اليها مضطرا و عشت فيها متحيّرا و اخرج منها كارها و لا اعلم فيها الا اننى لا اعلم ) فاضل نحرير معاصر را در كتاب ناسخ التواريخ در ترجمهء افلاطون اشتباه بزرگى است كه ناشى شده از اختلاط تراجم حال افلاطون طبيب با افلاطون حكيم آن فاضل متدرب گويا اين دو حكيم را يكى دانسته و ترجمهء هر دو را مخلوط بهم در ذيل نام افلاطون حكيم نكاشته اكر كسى كتاب طبقات و ديگر كتب تواريخ را بدقت ببيند خواهد دانست كه ميان اين دو حكيم قريب هزار و پانصد سال فاصله بوده چنانچه افلاطون طبيب موافق آنچه سبق ذكر يافت يكهزار و چهار صد و بيست سال پيش از اسقليبيوس ثانى وفات نموده و افلاطون حكيم موافق نوشتهء خود فاضل مورخ معاصر نبيرهء اسقليبيوس ثانى است * مورخ مزبور را در ترجمهء برمانيدس نيز اشتباهى است كه در موضع خود مذكور خواهد شد * ( 3 ) افلاطون صاحب الكى مؤلف كتاب ناسخ التواريخ افلاطونى را كه به صاحب الكى مشهور است در ذيل حكمائى نوشته كه قبل از ظهور اسلام بودهاند و زمان ايشان درست معيّن نشده و گويد كتاب الكى از مصنفات او است و جالينوس اقتفا به دو نموده * اكسنوفان Xenophane از حكماى يونان قديم است ششصد و هفده سال ( 617 ) قبل از ميلاد در شهر قديم ( قولوفون ) از بلاد ( آناطولى ) متولد پس از زمانى در بلاد ( ايطاليا ) و ( سيچليا ) سياحت نموده و مشغول تحصيل علوم فلسفه و رياضى گرديد و آخر الامر در شهر ( آليا ) از بلاد ( ايطاليا ) توطن اختيار كرد و در آنجا مدرسه تأسيس نمود * اين مرد فلسفهء شبيه بسفسطه از خود اختراع كرده كويد تمام كائنات بدون استثنا عبارت از يك جوهراند و آن جوهر را خداى بىهمتا نام نهاده مىگفت تمام اشيأ با خداى واحد متحداند كرهء ارض را