عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
153
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
طباطبائى صاحب شرح كبير باجازهء عامه مجاز بوده * و از مشايخ عرفاى آن زمان مرحوم ملا عبد الصمد همدانى صاحب كتاب بحر المعارف و حاجى محمد حسين اصفهانى و حاجى محمد جعفر همدانى و حاجى ملا عباسعلى بنابى رحمهم اللّه را ادراك و ملاقات و نيز از آنها استفاده نموده بود و علاوه بر ساير علوم در علم طب نيز مهارت كليّه داشته و در معالجات يد بيضا مىنموده ولى اقدام بمعالجه نمىفرمودند مكر وقتى كه معالجه از غير برنيامده وجوب كفائى بوجوب عينى مبدّل مىشد مرحوم فاضل ايروانى سابق الذكر معالجات بديعه از وى نقل مىفرمودهاند كه اين رساله كنجايش نوشتن آنها را ندارد * مقامات عرفانيّه و صفاى باطن آن بزركوار بمرتبهء بود كه مرحوم نايب السلطنه عباس ميرزا بن فتحعلى شاه قاجار همواره در اسفار خود از او استعداد همت مىنمودهاند چنانچه از مرحوم وزير بىنظير ميرزا بزرك قايممقام فراهانى نقلست كه در سنه هزار و دويست و سى و هفت هجرى ( 1237 ) كه نايب السلطنهء مزبور براى محاربه با دولت عثمانى عازم بودند براى وداع با آن مرحوم ملاقات نموده آن مرحوم كفته بودند كه در اين سفر فتوحات مىنمائيد ولى اميد ملاقات دوباره را باهم ندارم و چنين هم شده بود شرح آن سفر در كتب تواريخ بتفصيل مسطور است * وفات آن بزركوار در شهر تبريز در سنهء هزار و دويست و سى و هفت ( 1237 ) اتفاق افتاد مدفنشان در مقبرهء سيّد حمزهء تبريز در اطاق نشيمن متولى آن بقعه واقع است ( رضوان اللّه عليه ) * از اولاد و احفاد آن بزركوار بعضى از علما بيرون آمدهاند اكرچه ذكر آنها منافى با وضع اين رساله است ولى محض اتمام تعريف بترجمهء بعضى از آنها در اين كتاب اشارت مىرود * من جمله فرزند بزرك آن مرحوم العالم النحرير و الفاضل الذى قلّما سمح الزمان له بنظير الحاج ميرزا عبد الكريم ملاباشى آذربايجان عالمى بود از غبار انكار معرى و عارفى از وصمهء ايراد مبرى فرق انام از علما و عوام بوثوق و ديانت و ورع و امانت وى معترف بودند و تمجيد اخلاق و فضايلش مىنمودند ولادتش در بلدهء ايروان در سنه هزار و دويست و بيست و وفاتش در دار السلطنهء تبريز در سال هزار و دويست و نود و چهار هجرى ( 1294 ) اتفاق افتاد سال وفات آن عارف كامل را با عدد حروف ( و هو الحى الذى لا يموت ) مطابق يافتهاند *