عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
106
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
مكانت و تقرب بينهايت داشت پس از سلطان مسعود چون نوبت سلطنت بعد از تبدّلات زياد بفرخ زاد بن مسعود رسيد حكيم مزبور در نزد وى نيز با كمال عزت بمعالجت و حفظ صحت مشغول بود تا آنكه بعضى از وزراى دربار پادشاهى بتقرب وى حسد بردند و حكيم مزبور را پيش پادشاه بدوستى طغرل كافر نعمت كه قاتل عبد الرشيد بن محمود بود متهم نمودند غرور جوانى و سلطنت آن پادشاه بيخرد را بدان واداشت كه بدون تحقيق و تفتيش حكم بر قتل آن طبيب حاذق نمود در سه چهار صد و چهل و پنج هجرى طبيب مزبور را بىجرم و كناهى بقتل آوردند « 1 » و آن طبيب بيمانند را كتابيست در حفظ صحت كه بنام سلطان مسعود غزنوى تأليف نموده * 2 1 ابو الحسن احمد بن محمد الطبيب الطبرى از اطباى مائه چهارم و از اهل طبرستان و بطبابت امير ركن الدوله اختصاص داشته كتاب معالجات بقراطيّه كه از اجل كتب طبيّه محسوب است از تأليفات آن فاضل يكانه مىباشد تاريخ وفات حكيم بدست نيامد ولى ركن الدوله كه حكيم مزبور در خدمت وى بوده در سنه ست و ستين و ثلثمائه ( 366 ) بدرود جهان نموده * 2 1 ابو الحسن سعيد بن هبة الله بن الحسين الطبيب از متميّزين اطبا و در عصر خويش در وفور علم و دانش و جودت معالجات و تبحر در علوم مشهور آفاق و در ايام خليفه المقتدى بامر اللّه و پسرش المستظهر باللّه حكيمباشى كرى دربار خلافت و هم معالجات بيمارستان عضدى بوى مفوّض بود ابو الخطاب طبيب بغدادى در كتاب شامل كه از اجل كتب مبسوطهء طبيّه است مىنويسد ( ان الطب انتهى فى عصرنا الى
--> ( 1 ) تفصيل اين اجمال آنكه در سنه چهار صد و سى و دو ( 432 ) سلطان مسعود پسر سلطان محمود غزنوى كه سلطنت غزنين داشت برادرش محمد بر او غالب آمد و سلطنت را مالك شد و مسعود مقتول كرديد مودود بن مسعود كه در خراسان بود از قتل پدر اكاه شده بر سر غزنين آمده عم خود محمد و اتباع او را بكشت و خود بر سرير سلطنت متمكن گشت و در سال چهار صد و چهل و يك ( 441 ) مودود درگذشت و بعد از وى عم او عبد الرشيد بن محمود كه در حبس بود جاى وى بكرفت و در سنه چهار صد و چهل و چهار ( 444 ) طغرل نامى كه حاجب مودود بن مسعود بود و عبد الرشيد هم در سلطنت خود وى را به همين منصب برقرار كرده بود بطمع سلطنت افتاد و بر ولىالنعمهء خود عبد الرشيد خروج كرد عبد الرشيد در قلعهء غزنين متحصن شد بالاخره طغرل عبد الرشيد را بكشت و خود را سلطان ناميد ؟ ؟ ؟ دولت از اين كردار او بر سر غيرت آمده متفق شده طغرل را كشتند و فرخزاد بن مسعود برادر مودود را بسلطنت برداشتند و فرخزاد كسانى را كه در قتل عبد الرشيد دخالت داشتند يا با طغرل دوست بودند بالتمام بقتل رسانيد و ابو حرب طبيب نيز از جملهء مقتولين بود ( لمؤلفه )