ميرزا علي خان ناصر الحكماء
26
حفظ صحت ( فارسى )
ان يا مس بديك بخار ان بيفزايند بدن هم به همين طريق غذا لازم دارد تا آنكه مرمّت اعضاء حكّ شده خود را نمايد ديكر آنكه همانطور كه اسباب مزبور محتاج بموادّ احتراقپذير از قبيل زغال مىباشد تا آنكه آن را بحرارت و حرارت را به حركت تبديل نمايد بدن هم فى الحقيقه به همان علّت مواد احتراقپذير را طلب مىكند تا آنكه حفظ حرارت و حركت خود را نمايد من باب مثال عضلهء را فرض مىكنيم كه عمل كند اين مسئله بديهى است كه چون عضله به عمل درايد از ان كاسته شود پس بايد بدانيم كه آن را بچه توانيم مرمّت نمود بعضله يعنى با گوشت يا با مواد مشابه ان كه عبارتست از فيبرين و كازئين ليكن عضله عضو حركت است يعنى التيست كه هم حركت و هم حرارت را احداث مىنمايد پس بدين جهة ايا خوبست چه معمول داريم در اين صورت اغذيهء بسيار قابل احتراق كه كربن و اكسيژن انها بسيار فراوانند مانند قند و روغن و نان مناسب استعمالست لهذا بعضلات بدن شخصى كه زحمت جسمانى دارد علاوه بر كوشت قند و دسومات را بايد معمول دارند چنان كه در شخص عملهء ديده شده است كه روزى نيم من كوشت به مصرف بدن خود مىرسانيد و معذلك منتهى درجهء هزال را پيدا كرده زيرا كه مواد ايدروكربور را كه قند و دسومت باشد چون معمول نمىداشت عضلات بجهة ضرورت حرارت بعوض موادّ ايدروكربور مادّهء مخصوصهء خود را مىسوزانيدند پس از روى دو عمل مزبور تغذيه كه عبارتست از مرمّت تمام اجزاء بدنيّه و اعطاء موادّ قابل احتراق