واجد على خان

84

علم الأبدان ( فارسى )

بر حال مزاج لحم و شحم ست پس گوشت سرخ و بسيار و با سختى دلالت مىكند بر حرارت و رطوبت زيرا كه سبب مادى گوشت خون متين‌ست و شك نيست كه مزاج خون حار رطب‌ست و سبب فاعلى گوشت حرارت معتدل‌ست اعنى از تاثير حرارت اجزاى رقيق خون بتحليل و تبخير مىرود و ما بقى منعقد و منصلب مىگردد اين‌چنين گوشت سرخ‌تر و استوارتر مىباشد و اگر گوشت سرخ كم باشد و سحم بسيار نبود دلالت مىكند بر خشكى و گرمى و شحم و سمين هر دو دلالت دارند بر سردى و ترى و در گوشت سستى و استرخا مىباشد بنا بر زخاوت سحم و سمين و ظاهرست كه سبب بادى شحم و سمين رطوبت و مائيت خون‌ست و سبب فاعلى اينها برودت و كمى سمين و شحم دلالت مىكند بر گرمى زيرا كه حرارت بسبب تذويب مانع تكون اينهاست و بسيارى گوشت با بسيارى پيه دلالت مىكند بر بسيارى ترى بنا بر وفور مادتين رطبين كه لحم و شحمست سوم دال بر حال مزاج موى بدن ست پس زود روئيدن موى دلالت مىكند بر خشكى مزاج و بسيارى موى دلالت مىكند بر گرمى مزاج و قلت موى دلالت مىكند بر ترى مزاج و غلظت موى اعنى اگنده شدن آن دلالت مىكند بر بسيارى بخارات دخانيه بدن و باريكى موى دلالت مىكند بر قلت ماده دخانيه بدن و پيچيدگى موى دلالت مىكند بر گرمى و خشكى و راستى موى دلالت مىكند بر سردى و ترى و سياهى موى دلالت مىكند بر حرارت و صهوبت موى دلالت دارد بر برودت و صهوبت رنكىست متوسط ميان حمرت و صفرت كه مائل به بياض بود و شقرت موى يعنى رنگى كه زردى مائل باندك سرخى بود و حمرت موى اعنى سرخى خالص اين هر دو رنگ‌ها دلالت مىكند بقرب اعتدال و سفيدى موى يا دلالت دارد بر سردى و ترى و يا بر خشكى چهارم دال بر حال مزاج رنگ بدن‌ست پس سفيدى رنگ بدن دلالت مىكند بر كمى حرارت اعنى بر سردى زيرا كه برودت موجب قلت تولد خون و صفرا و سوداست و مع ذلك هر قدر كه متولد مىشود از خون در مزاج بارد بنا بر غلظت قوام غاير مىباشد در بدن و متحرك شده به ظاهر بدن نمىكرايد تا او را منصبغ گرداند پس بالضرور بياض اصلى در جلد بروز مىنمايد و در بحث اعضا گذشت كه اعضاى اصلى همه سفيداند جلد كه عضويست عصابى بدستور اعضاى مذكور اين نيز سفيدست علت حقيقى بياض جلد همين‌ست