واجد على خان
79
علم الأبدان ( فارسى )
مىآرد بنا بر تحليل حرارت غريزى هفتم سكون مفرطست و وى بنا بر كثرت رطوبات فضليه مخنوق مىسازد حرارت غريزى را و احداث برودت مىكند هشتم گشاده شدن مسامات بافراط و ظاهرست كه چون مسام زياده مفتوح شود حرارت بيشتر تحليل يابد و محدث برودت گردد اسباب حدوث سوء مزاج خشك يكى آنكه حادث شود خشكى از حرارت نار يا هواى حار يا آنكه تمرغ در رمل كرده باشد يا از غسل بمياه قابضه حادث شود دوم استعمال چيزى كه بالقوه خشك باشد خواه از داخل باشد خواه از خارج سوم تقليل طعامست زيرا كه قلت غذا به جهت نقصان بدل مايتحلل رطوبات احداث جفاف مىكند و نيز غذاى كه خون ازو كمتر پيدا شود اگرچه بيشتر خورده باشد محدث جفافست يا غذاى خورده شود كه مولد خون باشد اما بنا بر ضعف معده و جگر ؟ ؟ ؟ هضيم نشود و باستفراغ برآيد چهارم حركت بافراطست هرگونه كه باشد بدنى يا نفسانى يا طبعى تحليل رطوبات مىكند و نظير حركت طبعى سهرست و سهر مفرط هر چند غير طبعيست و ليكن نوم و يقظ چون بالطبع واقع مىشود لهذا منسوب بطبع توان كرد و معلوم باد كه سهر با حركت مناسبت دارد و نوم با سكون اسباب حدوث سوء مزاج تر يكى ملاقات مرطباتست كه بالفعل ترطيب كند چون هواى معتدل و استحمام به آب شيرين كه شديد الحرارت نبود و بعد هضم طعام واقع شود دوم ملاقات مرطباتست كه بالقوه ترطيب كند چون ادويه كه بالطبع مرطب باشند و على هذا القياس مرطبات مشروبه غذا باشد يا دوا سوم افزونى خوردنست و ظاهرست كه از تكثير غذا ابخره رطبه بيشتر تولد مىكند و پيداست كه حال آنكس از دو بيرون نيست يا حار البدنست يا بارد البدن در صورت اول تولد خون بيشتر مىشود و به حالت ثانى تولد بلغم و خون و بلغم هر دو مرطباند چهارم سكون مفرط و ظاهرست كه بسبب سكون مفرط رطوبت بسيار جمع مىآيد در بدن بنا بر عدم تحليل كه از حركت واجب مىگردد اسباب امراض التركيب بدانكه امراض بر چهار گونه بود مرض الخلقت و مرض العدد و مرض المقدار و مرض الوضع بيان اسباب امراض الخلفت بدانكه امراض الخلفت چهار قسم بود فساد شكل و مرض مجارى و مرض ادعيه و مرض صفايح فساد شكل و تغير وى از مجراى طبعى