واجد على خان

80

علم الأبدان ( فارسى )

دو گونه است يكى آنكه در اصل خلقت بود و آن زمان بودن چنين‌ست در رحم و در ان ايّام آنچه از اسقام بوى طار مىشود و بعد تولد همراه باشد آن را مرض خلقى گويند دوم آنكه غير خلقى باشد اعنى بعد تولد حادث شود امّا آنچه خلقىست نيز بر دو گونه باشد يكى آنكه از ضعف قوت بود اعنى قوت مصوره ضعيف باشد كه هر جزو عضو را صورت عضو نتواند داد بر وجهى كه مقتضاى نوع ذى منى باشد يا كه ضعف قوت مغيره است كه هر جزو منى را استعداد نتواند بخشيد كه لائق تكوين آن عضو بود و قوت مصوره بر آن عمل خود تمام كند دوم آنكه از جهت ماده بود و اين نيز بر دو گونه است اول آنكه بسبب كميت ماده باشد مثلا ماده كثير المقدار بود و در عدد طبعى بيفزايد بر آنچه بايد و ظهور انگشت زايد بر پنج ازين قبيل‌ست يا ماده قليل المقدار بود كه در عدد كمتر آيد از آنچه بايد و حصول چهار انگشت يا كمتر از ان نظير وىست دوم آنكه بسبب كيفيت ماده باشد مثلا ماده غليظ بود يا رقيق از آنچه بايد پس بواسطه نبودن قوام متعدل تصرف مصوره در ان حسب مقصود نبود و آنچه بعد خلقت واقع شود نيز بر دو گونه است يكى آنكه مرض بود اعنى بسبب مرض فساد شكل رو دهد و نظيرش جذام‌ست و سلّ امّا جذام بنا بر تفتت اعضا مودى مىگردد و بفساد شكل و سلّ بنا بر تنقيص اعضا كه مقتضى مىشود تجدب اظفار فساد مىآرد در شكل دوم آنكه عرض بود و اين نيز دو نوع‌ست يكى آنكه در حالت ولادت واقع شود وقت خروج كه غير طبعى باشد اعنى از پاى درآيد درين حالت اغلب‌ست كه فساد شكل واقع شود دوم آنكه واقع شود هنگام پيچيدن طفل در غندق درصورتىكه اعضاى او را بطور مناسب ننهند و چون زمانى به همان هيئت در غندق پيچيده مىماند فساد شكل در بعضى از اعضاى او راه يابد بهر آنكه جوارج او نرم و سهل الانعطاف اند يا چيزهاست كه واقع شود از خارج چون ضربه و سقطه درين صورت ممكن‌ست كه شكل بعضى از اعضا بر حال طبعى نماند و فساد شكل واقع شود اسباب امراض مجارى بدانكه مرض مجارى سه گونه بود اتساع و تضيق و انسداد اما سبب اتساع يعنى فراخى مجراها چند است يكى ضعف ماسكه و ظاهرست كه چون قوت ماسكه ضعيف شود در قبض و استمساك اجزاء عضو فتورى مىافتد و قوت واقعه بسبب مغلوب شدن قوت ماسكه چيره مىگردد و با بضرور