واجد على خان
71
علم الأبدان ( فارسى )
كه سرب تفته در ان سرد كرده باشند مولد قولنجست و مورث حبس بول و آب قلعى يعنى آبى كه قلعى گرم كرده در ان سرد كرده باشند قريب بماء رصاص اسود بود واضح باد كه آبهاى معدنيات همه عسر بول پيدا مىكنند خاصه كه شرب آن مدتى واقع شود اگرچه ماء ذهبى و ماء فضى و ماء حديدى باشد فائده در بيان تزكيه آبهاى صالح و اصلاح آبهاى رديه و تصفيه آبهاى كدر بايد دانست كه آب صالح را اگر خواهند كه لطيفتر و سبكتر شود در ظرف سفال نهند و آب كه از وى بتراود و تقاطر كند در ظرف ديگر بگيرند كه اين آب بغايت لطيف باشد و مسمىست بماء التقطير و چندانكه از موضع بلند تقاطر كند بهترست و جهت تبريد قلب حار و دفع خفقان نفع بسيار دارد امّا اصلاح مياه رديّه چنين كنند اول طريق تصعيد و تقطيرست و آن بطريقىست كه در قرع و انبيق عرق كشند و طريقى كه آسانتر باشد اينست كه آب در ديگ كنند و بر سر ديگ چوبها گذارند بر سبيل تقاطع و برين چوبها صوف نوندف زده گذارند چنان كه سر ديگ را تمام بپوشد پس ته ديگ آتش افروزند تا بخار بصوف درآيد و از صوف فرو چكد و آب صوف را امتحان كنند هرگاه شيرين معلوم شود صوف را برداشته در ظرف ديگر بيفشرند و باز بر سر ديگ گذارند و همبرين طريق هر قدر كه بخواهند بگيرند و چون در سه بار عرق گرفته باشند آن آب بيندازند و ديگر آب ريزند ازين عمل آب شور و تلخ شيرين مىشود سوم از ستّه ضرورى [ نوم و يقظه است ] نوم و لقيظ اعنى خواب و بيدارىست امّا خواب سرد مىكند ظاهر بدن را و گرم مىكند اعضاى باطن را و اگر كوتاه باشد زمانه خواب تر مىكند باطن را و اگر دراز باشد زمانه خواب سرد و خشك مىكند باطن را زيرا كه خواب طويل اگرچه بر امتلاى معده بوده باشد حكم خواب خلو مىگيرد بهر آنكه چون حرارت غريزى از هضم غذا فارغ شود آخر الامر در روح آويزد و روح را تحليل كند و خشكى آرد پس اين هر دو مذموم بود و محمود خواب معتدلست و بيدارى احداث مىكند ضد آنچه در خواب قصير و طويل بيان شد پوشيده نماند كه نوم دو گونه است طبعى و ناطبعى درينجا حد خواب طبعى مذكور مىشود و خواب طبعى اگر باعتدال بود محمودست و الا مذموم اما ناطبعى على الاطلاق مذموم بود زيرا كه مرض باشد