واجد على خان

58

علم الأبدان ( فارسى )

ورم در موضعى عارض مىشود مقدار آن عضو از مقدار طبعى افزون مىشود پس آن قسمى از مرض التركيب‌ست و چون ورم بعد نضج منفجر مىشود پس تفرق اتصال ظاهر شد و همبرين قياس‌ست حال بثور كه اورام صغيراند و [ معلوم باد كه جمله امراض را از روز حدوث تا حصول صحت چهار زمانه مقرر كرده‌اند ] معلوم باد كه جمله امراض را از روز حدوث تا حصول صحت چهار زمانه مقرر كرده‌اند اول زمانه ابتداى مرض‌ست و وى آنست كه ظاهر مىشود در وى مرض بىآنكه زيادتى در وى ظاهر باشد اعنى بعد حدوث مرض تا كه در عوارض آن ترقى رو ندهد آن را زمان ابتدا گويند و تعين احيان و ايام آن نتوان كرد زيرا كه احوال مرض متفاوت‌ست و زمان ابتداء در بعضى مرض قصير بود و در بعضى طويل و گاهى اراده مىكند از ابتدا سه روز از شروع مرض دوم زمانه تزائدست و آن وقتىست كه نمايان مىشود در وى غلبهء مرض ساعت بساعت و روز به روز اعنى پس از زمان ابتداء تا وقتىكه مرض در ازديادست آن را زمانهء تزائد گويند سوم زمانه و بعد تزائد چون مرض بر حالتى قائم شود اعنى نه ترقى آن ظاهر شود و نه كمى پس آن را زمانه انتها گويند چهارم زمانه و هرگاه مرض رو بكمى نهد و اندك اندك اثار صحت ظاهر شود آن را زمانه انحطاط گويند و اين ازمنه اربعه را اوقات كليه گويند و اگر مرض بحسب نوبت‌ست پس نوبت نيز ازين چهار زمانه خالى نخواهد بود و زمانه آن قصير بود اعنى در يك روز يا نيم روز يا ربع آن هر چهار زمانه آخر شود و مرضى كه بعد انخطاط نكس كند يعنى عود نمايد اين مرض ديگرست كه شروع شده آن را ازمنه اربعه علىحده بايد شمرد و فائده از معرفت اين ازمان تصرف در تغير و تبدل دوا و غذاست بيان امراض متعديه و منتقله و متوارثه معلوم باد كه بعضى از امراض متعديه و منتقله است و بعضى متوارثه و اين كليه و اكثريه نيست و بتجربه معلوم شده كه گاهى واقع مىشود و گاهى نمىشود امراض متعديه [ و منتقله ] اينست جذام جرب خشك و تر جدرى و حصبه خماى وبائيه قروح عفينه سل رمد برص بواسير و ايلاوس و اين مرضىست كه براز از دهان خارج مىشود نعوذ بالله منها و امراض متوارثه كه از مادر و پدر بفرزندان مىرسد برص نقرس عرق النساسل صرع علت اينه جدرى ماليخوليا دق جرب بخر رمد