واجد على خان

40

علم الأبدان ( فارسى )

حس و حركت آنچه ؟ ؟ ؟ ماددن اوست باطل مىگردد سوم آنكه هرگاه آفت قويه كه باعث انسداد بود بدماغ رسد حس و حركت جمله بدن باطل مىگردد و شك نيست كه منبت اعصاب دماغ‌ست يا نخاع و وصول قوت نفسانى در اعضا بواسطهء اعصاب‌ست و نخاع خليفهء دماغ‌ست و فيضان قوت نفسانى در اعصابى كه از نخاع رسته‌اند نيز از دماغ‌ست پس دماغ مبداء قوت نفسانى باشد عضو سوم از عضاى رئيسه كبدست و جگر مبداء قوت طبعىست اعنى قوت تغذيه و تنميه ازينجا باعضا مىرسد اما به جهت بقاى نوع انسان عضو رئيس انثيينست كه محل نضج منىست چون بقاى نوع بعد بقاى شخصست پس آنچه در بقاى نوع دخيل‌ست او را هم از اعضاى رئيسه توان گفت و اعضا كه خادم اعضاى رئيسه‌اند عصب‌هاست مر دماغ را كه قوت نفسانى از دماغ به راه اعصاب در سائر بدن سارى مىشود و اعضا را از ان حس و حركت حاصل مىآيد و شريان‌هاست مر قلب را كه روح حيوانى از دل بتوسط شرائين در سائر اعضا نافذ مىگردد و حيات اعضا را حاصل مىشود و آورده است مر كبد را به جهت آنكه خون كه تغذيه بدن از وىست از جگر به راه آورده بجميع اعضا مىرسد و جزو اعضا مىگردد و اوعيه منى مر انثيين را زيرا كه خون اول در اوعيه منى كه آن آورده پيچد از نزديك انثيين‌اند داخل مىشود و در انجا نضج يافته و صلاحيت منى پيدا كرده در انثيين داخل مىشود و انجا نضج منى بكمال مىرسيد فائده اعضائى كه خادم رئيس‌اند بر دو گونه‌اند مهى و مودى مهى آنست كه چيزى را مهيا سازد به جهت قبول مخدوم و مودى آنست چيزى را كه مخدوم او در ان فعل كرده باشد آن را از نزد مخدوم نقل كند بسوى ديگر اعضا كه قابل و حاجتمند آن چيزاند پس مهى ريه است مر قلب را زيرا كه هواى خارجى را او تعديل كرده بقلب مىفرستد و كبد و سائر اعضاى غذا مهىاند مر دماغ را و معده مهىست مر جگر را و ادعيه منى مهىست انثيين را اما مودى قلب شريان‌هاست و مودى دماغ اعصاب و مودى جگر آورده و مودى انثيين در مردان احليل‌ست و رگهاى كه ما بين احليل و انثيين واقعست و در زنان رگهااند كه از انثيين زنان بسوى رحم منى از ان مندفع مىشود و رحم نيز خادم‌ست زيرا كه محافظت منى مىكند اما نه مهىست و نه مودى و بدانكه ادعيه منى عبارتست از رگهاى وريديه پيچدار كه خلل آنها پرست به گوشت عذوى و موضع‌ست