واجد على خان

13

علم الأبدان ( فارسى )

غشاى مذكور بصلابت و يبوست مائل گرديده ما سهل القبول و سريع الانفعال نباشد و در حالت تنفس بامتيداد و اجتماع و از صدمات انزعاجى و ايلامى نيابد همه غضاريف باربطه غشائييه در يكديگر مربوط شده و همين غشا بالاى او نيز درآمده تا محافظت تمام نمايد تشريح نفس ريه [ جزو سوم ] ريه مولف‌ست از شعب قصبه و شعب شريان وريدى و شعب وريد شريانى و لحم رخو متخلخل و بالاى او غشاى محيطست و اين غشا نيز مانند لحم ريه ذى منافذ واقع شده تا رطوبات فضاى سينه در ريه داخل تواند شد زيرا كه مجراى طبعى بهر خروج رطوبات فضاى سينه همين ريه‌ست همه آنچه در نواحى سينه است در وى مىآيد و به راه قصبه بر مىآيد و معلوم باد كه ريه دو حصّه شده يك حصّه به طرف چپ و يك حصّه به طرف راست و آنچه به طرف راست‌ست سه شعبه شده و آنچه به طرف چپ‌ست دو شعبه شده و فوائد انقسام او به دو قسم و منافع متخلخل و مركب شدن او بشعب وريد و شريان و لحم و نفع وجود ريه در بدن و طريق وصول هوا بدل و مدد دادن هوا روح را بسه فائده بيان كرده آيد [ فوايد ريه ] فائده اول واضح باد كه انسان را بتنفس هردم حاجت‌ست و ريه آله حقيقى آنست لهذا حكيم مطلق آن را دو حصّه كرده و اجزاى هر حصّه علىحده علىحده بمواقع مناسب نهاده چنان كه دماغ را دو حصّه كرده تا اگر در يك حصّه آفتى رسد حصّه دوم امر تنفس را بانجام رساند و جرم او را متخلخل آفريده مانند اسفنج تا هواى منجذبه را فضاى كثير باشد جهت انبساط و تمكن و مع ذالك عند انقباض بر دفع يارى دهد چنان كه در اسفنج مشهودست كه چندانكه تشرب آب كثير مىكند چون اندكى مىافشرند همه آنچه در وىست بيرون مىآيد و اين كار غير از جسم متخلخل بوجه احسن بر نمىآيد و اواخر ريه اعنى دامن آن پنج شق شده سه شق به طرف ايمن قلب رفته و دو شق به طرف اليتر قلب و از دل شريانى بريه درآمده و اين را شريان وريدى گويند بهر آنكه او مانند آورده يك طبقه دارد و او اندكى از غذاى پخته از دل بريه مىرساند و هواى صافى از ريه بدل مىبرد و نيز وريدى از جگر بدل آمده و از دل بريه جهت ايصال غذا بريه و اين را وريد شريانى گويند بهر آنكه مانند شرائين دو طبقتين‌ست و بيشتر غذاى ريه از همين مىرسد زيرا كه شريان وريدى مخصوص بتنفس‌ست و غذا كه ازين شريان بريه مىرسد