واجد على خان
110
علم الأبدان ( فارسى )
؟ ؟ ؟ شدانتن دليل عفونت اخلاطست منتخب اين سطور مىگويد كه منتن ريح بىعفونت اخلاط بسبب احتباس طويل ثقل در امعا نيز حادث مىشود فصل دوم در استدلال عرق بدن بايد دانست كه غذا در عروق نمىتواند رفت مگر باختلاط قدرى از صفرا و آب بهر آنكه آب مبدرق مىشود در سيلان و صفرا به قوت تيزى و گرمى تنفيذ مىنمايد و بعد وصول غذا باعضا آبى كه در آن ممزوج بود اكثرى از ان باز پس مىگردد بجگر و از جگر به راه عروق حدبى در مجارى بول اعنى اول بگرده پس از ان در مثانه مىآيد و قليلى از آب كه شامل غذا مانده بعد تغذيه آنچه فاضل مانده به طرف جلد متوجه مىشود پس اگر آب خالصست بخار شده بتحليل مىرود و آن به نظر نمىآيد و اگر آب با فضله آميخته باشد و غلت گرفته عرق از ان ظاهر مىشود لهذا گفتهاند كه عرق خبر مىدهد از اخلاط تن و اگر از اختلاط آب با فضله غلظتى راه يابد در آب و بجانب جلد آيد وسخ احداث مىكند و استدلال عرق بر شش نوعست نوع اول كثرت عرق هرگاه در صحت عرق بسيار آيد و سببى ظاهر نباشد بايد دانست كه غذا زياده از ان خورده مىشود كه بدن تحمل آن تواند كرد و اگر با وجود قلت باعتدال غذا و بدون ظهور سبب عرق آيد بدانند در تن فضله بسيار است و بدن محتاج استفراغست و كثرت عرق در ايّام حمى دليل كثرت اخلاط باشد و كثرت عرق با كثرت اسهال و قى سخت ردى باشد و هرگاه از بعضى اندام عرق بيشتر آيد و از بعضى كمتر نشان آن بود كه مادهء مرض در ان عضو زيادهترست كه عرق زياده مىآرد و عرق سرد كه فقط از سر و گردن و سينه آيد نشان ضعف قوت حيوانى باشد يا نشان آنكه عنقريب ضعف لاحق خواهد شد على الخصوص در تپ حادّه و محرقه و دليلست بر آنكه ماده خام كثيرست و اندر سر و حوالى آن پرست و هرگاه ماده در همه تن كثير باشد و مانعى از بروز عرق در عضوى نباشد عروق از همه تن آيد قلت عرق اسباب قلت عرق چهارست يكى قلت رطوبت دوم غليظى يا خامى ماده سوم قبض مسام چهارم ضعيفى قوت دافعه و قلت عرق با علامات امتلا ردى باشد على الخصوص آنچه سبب آن ضعيفى دافعه يا غليظى يا خامى ماده باشد لون عرق زردى رنگ وى نشان غلبهء