شمس الدين احمد

50

خزائن الملوك ( فارسى )

چشم نسبت به حالت صحت و بطوء حركت آن و سوء بصر علامت سوء مزاج بارد ساذج و حجم چشم نسبت به حالت صحت بىدرد و سرخى و اشك غليظ قليل المقدار از چشم پالائيدن و رمص اندك در گوشهء چشم گرد آمدن و عقب تناول غذا و خواب خاصه در حالت بدهضمى و تخمه ضعف بصر افزودن و اشيا را بالاستقصا نديدن و مردمك چشم ناپديد شدن علامت سوء مزاج بارد مادى بود و ظهور مرض در حالت تخمه و امتلا و زوال آن در حال گرسنگى و خوا علامت مشاركت معده باشد و گاهى نقصان و فساد نضج و اصلاح رطوبات فضليه و كثرت ابخرهء رويه و ضعف مزاج دماغ و قوت حساسه بنا بر ضعف حرارت غريزيه و گاهى تكدر رطوبت بيضيه بسبب استيلاى مواد سوداويه بر بدن يا افراط مجامعت يا رفتن سوء تدبير در ماكول و مشروب و گاهى تكدر جليديه بنا بر انصباب رطوبت عفنهء سوداويه از دماغ بر ان و گاهى ضيق و انضغاط عصبهء مجوفه از جهت آماس يا سدّه يا جفاف موجبات مرض مذكور باشد و تولد علت در سن شيخوخت و علاج نپذيرفتن علامت سبب اول و غشاى سياه محاذى بصر نمودن و نظر بسوى آسمان نسبت به نگريستن سوى زمين صافى و روشن بودن نشان سبب ثانى و نيز تقدم سبب شاهد افراط جماع بود و جليديه مكدر شده چشم يكبارگى سياه شدن به نهجى كه شبح محسوسات در ان منطبع نشود و باوجود اين كيفيت اثرى از آثار نزول آب و انتشار هيچ نبودن و پس از تنقيهء سودا ظلمت چشم بانحطاط گرائيدن و رطوبت جليديه صاف و روشن نمودن امارات سبب ثالث بود و با وجود آثار آماس و سده و جفاف هر شئى از قريب از مقدار خود خردتر نمودن علامت سبب رابع باشد و گاهى حيلولهء جسم رطب غليظ شفاف مانا ببلور و زجاج فىمابين بصر و مبصرات و ازآن‌رو انعطاف نور چشم در ان جسم و گاهى قلت و رقت روح باصره و گاهى اختلاط آن بابخره باعث مرض مذكور بود پس در صورت اول مريض از مسافت متوسط خرد را بزرگ بيند و در صورت دوم از مكان بعيد اشيا را كما هى احساس نتواند كرد و در صورت سوم از موضع بعيد بهتر از مكان قريب بيند ذهاب بصر بفتح ذال معجمه و ها و الف و موحده ذهاب بمعنى رفتن و بصر بمعنى بينائىست پس ذهاب البصر عبارت از فقدان بينائى باشد و حدوث اين علت دو قسم‌ست يكى آنكه آدمى زمانى طويل در موضع تاريك سكونت ورزد و بروشنائى ننگرد و از آن رو ابخرهء غليظه و رطوبات فضليه كه در ضوء آفتاب و غيره بتحليل مىرفتند بتحلل نگرايند و بنا بر عدم سبب بلطف و وجود علت غلظت تكاثف در بصر و غلظت در نور ظهور نموده بطلان بصارت پديد آيد و ايضا انسداد مجارى نور بسبب اجتماع رطوبات غليظه و غلظ رطوبات اصليه و كذلك احيانا تكدر رطوبت بيضيه بنا بر اجتماع فضول