شمس الدين احمد

41

خزائن الملوك ( فارسى )

ميانه بشكافد و قشرى كه ما تحت ويست بروز نمايد زير قشور فوقانى و بسبب مانع آمدن از ادراك عنبيه رنگ اين قشور كه سپيدست بر سپيدى خود نمايد و بدان سبب مشابه شود به بثور و فرق بينهما آنست كه با نتو نفس قرنيه در سفيدى چشم سرخى و ضربان نمىباشد و ايضا نتو مذكور بواسطهء صلابت جوهر قرنيه تحت ميل منكبس و منخفض نمىشود بخلاف بثور كه ضربان و حمرت سپيدى چشم لازم اوست حول بفتح حاى مهمله و قيل بكسر حا و فتح واو و سكون لام مرضيست كه آدمى هر شيئ واحد را كه به چشم خود بنگرد پندارد كه دو چيزست و مرض مذكور از امراض رطوبت جليديه است و سبب كلى وى تخالف تام‌ست كه ما بين جليديهء هر دو چشم رو نمايد و تخالف تام عبارت از انست كه يكى باسفل ميل كند و دومى بفوق يا يكى باسفل و يا بفوق مائل شود و ديگرى بر حالت اصليهء خود بماند و راز در ظهور مرض مذكور بسبب مسطور آنست كه در عصبهء مجوفهء هر دو چشم از مجمع نور تخالف و فتور افتد و هر چيز كه بوى متادى شود بدان ماند كه از دو جا بهم رسد و روشن باد كه از قدرت صانع على الاطلاق از مقدم دماغ و عن‌قريب آن دو فزونى شبيه بسر پستان رسته‌اند كه بتازى آنها را حلمتى الثدى گويند و حسّ بويائى به اين دو فزونى تعلق دارد و دو عصبهء مجوفه كه جوف آنها گنجايش سوزن باريك دارد و از همسايگى آن دو فزونى سر برآورده يكى از راست بجانب چپ و ديگرى از چپ بسوى راست فرود آمده و هر دو به يكديگر رسيده باهم پيوسته‌اند و جوف آنها در انجا متحد و فراخ‌تر گرديده و اين جوف را مجمع النور گويند و اعصاب مذكور ازينجا باز از هم جدا گرديده على ما ذهب اليه جالينوس و هو التحقيق دوشاخ گشته راست به چشم راست و چپ به چشم چپ درآمده به جليديه كه موضع بصرست درآويخته و لب آنها درينجا فراخ‌تر شده پس يك چيز دو نه‌نمودن و براى هر دو چشم يك موضع بودن من جملهء منافع مجمع النورست و بالجمله حول دو قسم‌ست يكى مولودى بود و لاعلاج كه دوى حادث شود و آن دو نوع‌ست نوع اول آنكه بكودكان عارض شود و آن را سه سبب‌ست يكى صرع كه بتمدد و انقباض دماغ و انجذاب طبقات چشم و عصبهء مجوفه انجامد و چشم به بالا يا فروسو ميل كند دوم سوء تدبير دايه در خوابانيدن و شير دادن كه بباعث نگريستن طفل زمانى شايسته بسوى دايه از جانب واحد همان هيأت در چشم وى متمكن گردد سوم اصغاى آواز بلند و مانند آنكه مؤدى به حركت يكبارگى و بدير ملتفت ماندن بدانسو بود طفل را اتفاق افتد و بسبب طول نظر به همان جهت چشم منقلب ؟ ؟ ؟ تقدم سبب‌ست نوع دوم ؟ ؟ ؟