شمس الدين احمد

39

خزائن الملوك ( فارسى )

و سرعت حركات چشم و سبكى آن و اشك گرم و رقيق علامت گرم مزاج ساذج و غلظ و پرى و سرخى رگهاى چشم آثار گرم مزاج مادى بود و ضد آثار مذكوره در گرم‌مزاج ساذج نشان سردى مزاج ساذج و در مادى ظهور علامت خلط شاهد بود و حدوث دمعه از برودت ساذج چنانست كه سردى از خارج بر سر رسد و بدان سبب طبقات چشم افشرده شوند و رطوبات منقبض گردند و اشك برون آيد چنانچه در ايام سرما خاصة وقت صبح مشاهده مىشود بوالتين بفتح موحده و واو مشدده مفتوح و الف و فتح لام و فوقانى و سكون تحتانى و نون علتيست كه در هر اندك مدت قطرات اشك از هر دو چشم بچكد و منقطع شود كما صرح به الطبرى و سبب حدوث اين علّت آنست كه پلك بالا قدرى غلظت پذيرد و در باطن پلك مذكور نتو و فزونى پديد آيد پس هرگاه نتو مذكور به پلك زيرين يا بملتحمه رسد بواسطهء اصطكاك ظهور اشك صورت بندد و از آنكه امتلاى بدن از مواد و پرى معده از طعام و شراب و بيدارى مفرط موجب تولد ابخرهء غليظه و ارتفاع آنها به اعضاى عاليه است باعث قوت سبب يعنى ازدياد غلظت و افزونى نكايت مىگردد و هنگام خلو شكم و اعتدال نوم خفت در ان حاصل مىشود كمنه بضم كاف و سكون ميم و فتح نون و وقف‌ها باشتراك لفظى برسته موضع مختلف المعانى اطلاق يافته يكى حالتيست مانا برمد يابس كه به چشم عارض شود و بنا بر ارتفاع ابخرهء سوداويه ضعف باصره روى نمايد و رنگ طبقات چشم بحمرت گرايد و از خواص ويست كه چشم بلند و بطيئة الحركة گردد و حكهء شديد در ان افتد كه بدون شستن به آب گرم آسايش نيايد و مريض چنان دريابد كه گويا چشم وى نسبت بسابق بزرگ گشته و عظيم الحجم گرديده و مبصرات را چنان احساس نمايد كه گويا در غبار و دخان‌اند و اطبا اين حالت مذكوره را از امراض ملتحمه شمرده‌اند و سببش تراكم ابخرهء سوداويهء فاسد الكيفية ضعيف الحرارة در زير طبقات چشم گرد آمده بند ماندن‌ست دوم ثقليست در اجفان كه از احتباس رياح و ابخرهء غليظه در طبقات چشم پديد آيد و از خواص ويست كه چون صاحبش از خواب بيدار شود پندارد كه در هر دو چشم او ريگ‌ست يا خاك و تحليل اين رياح و ابخره در حالت بيدارى بسبب گشادن و بستن چشم و نگريستن بجهات و اضوا ؟ ؟ ؟ باعث عدم لزوم مرض در بيداريست و بالجمله مرض مسطور نزد اطبا از امراض اجفان‌ست سوم آنست كه بسبب عدم انفجار قرحه و ؟ ؟ ؟ قرنيه يا استحالهء مادهء رمد بمدّه يا مستحيل گشتن فضلهء مندفعه از دماغ بنا بر شدت صداع بريم ريم پس طبقهء قرنيه جمع آيد و مدهء مذكوره مختلفة الاحوال باشد گاهى موضع قليل از قرنيه درگيرد و گاهى موضع كثيره باشد كه مشتمل بر همگى سواد چشم بود و بهر وجه كه باشد از خواص ويست كه شكلا بظفره ماند و مرض مذكور از امراض قرنيه است