شمس الدين احمد

7

خزائن الملوك ( فارسى )

پارهء گوشت زائد زير ناف يا از انشقاق شريان متصل ناف و فراهم شدن خون مستخرجه از ان زير پوست ؟ ؟ ؟ محاذى ناف حدوث يابد پس اگر سبب نتو شگافتن صفاق بود علامتش آنست كه رنگ ناف مشابه رنگ بدن بود و در لمس نرم و بىدرد باشد و عند الغمز به داخل بازگردد و از استحمام ازدياد گيرد اما آنجا كه شرب نيز شگافته شود و رود ؟ ؟ ؟ و تنها موجب نتو بود درد خاصه بر امتلا لازم باشد و هنگام برگشتن روده به محل خود قراقر افتد و اگر سبب نتو رطوبت بلغمى باشد نشانش آنست كه اگرچه رنگ ناف همرنگ بدن بود اما براقيت و ثقالت دارد و در لمس نرم و ذى رطوبت نمايد و از غمز درد نكند و در هيچ حال درون سو بازنگردد و بحسب امتلاء و اجتماع رطوبت علّت در ترقى و تزايد باشد و اگر سبب نتو ريح بود علامتش آنست كه لين الملمس باشد و از مدافعت درون سوء رود و از خوردن چيزهاى بادانگيز انتفاخ عارض شود و از تناول اشياى بادشكن و كذلك از جوع و رياضت نتو كمتر گردد و اگر سبب نتو لحم نابت باشد نشان وى آنست كه بغايت سخت بود و كمى و زيادتى نگيرد و اگر سبب نتو انشقاق شريان بود علامت وى آنست كه رنگ نتو بنفسجى يا سياه نمايد بول فى الفراش عروض اين علّت بيشتر به اطفال باشد و سببش سردى مثانه و استرخاى عضلهء محيطهء آن بنا بر غلبهء رطوبت بود و علامتش سپيدى بول بيحرقت مع سائر امارات سوء مزاج بارد رطب باشد جدرى بضم جيم و بالفتح آن نيز و سكون دال و كسر راى مهملتين و سكون تحتانى لفظ تازيست و به فارسى آبله و نغزكان گويند و وى عبارتست از بثور بزرگ كه به مقدار عدس بلكه كلان‌تر از ان باشد و اكثر در تمام بدن يا بيشتر آن به اطفال ظهور نمايد و باشد كه به صورت قلت ماده در بعض اعضا ظاهر شود و در بعض نه و اقل مدت بروز وى بتمامه سه روز بود و اكثر آن يك هفته و بهندى ؟ ؟ ؟ از آنكه ماده‌اش شديد الحرارت و الرطوبت بود در اندك زمان متقيح گردد و از خواص ويست كه اغلب در شروع حدوث سرخ و در حين تقيح مائل به بياض بود و باشد كه در ابتداى بروز سفيدرنگ باشد و محققين گفته‌اند كه جدرى بحسب اختلاف ماده بانواع متنوعه و اشكال مختلفه بمنصهء ظهور مىرسد و اسلمترين وى آنست كه عند النضج ابيض اللون براق شبيه بدانهء مرواريد باشد و ايضا آنچه سهل البروز و قليل العدد باشد و به مجرد بروز وى تپ مفارقت كند و نفس بر جا باشد و قلق و اضطراب چندان نبود و فتور در شعور نباشد و ميل به غذا و آب ؟ ؟ ؟ بود نيكوتر و كمد اللون و اسود و بنفسجى و شديد الحمرت و اصفر و رصاصى كه بموم اشتهار دارد و عروض وى در اعضاى ديگر زياده از اطراف و ساقين بود و اخضر كه اطبا ويرا درشكين نامند و در وسط آن خطوط ابيض باشد و باهم پيوسته و مانا باقراص براغيث باشد و مضاعف كه در جوف آبلهء وى آبلهء ديگر بود و آنكه به شكل آبله ؟ ؟ ؟ و منبسط باشد و آنچه ؟ ؟ ؟ يا غير مستدير الهيئت بود جمله انواع مذكوره ردىاند چه الوان مسطوره و اشكال مزبوره بر استيلاى برد مجمد يا بر شدت