شمس الدين احمد
6
خزائن الملوك ( فارسى )
كه هر روز بر سبيل دوام افتد و بافراط بود و مرض مذكور بنا بر كثرت رطوبت اكثر به اطفال دست دهد و حدوث وى از كثرت شرب شير و ازدياد رطوبت بلغميه در معده و انصباب صفرا بر معده سه گونه مىباشد و تقدم سبب علامت نوع اول و خروج بلغم در قى نشان نوع ثانى و برآمدن صفرا در قى آثار نوع ثالث آشكار بود تجبن اللبن فى المعده يعنى بسته شدن و پنير گشتن شير در معده و جمود اللبن نيز گويند و صورت حدوث علت مذكوره آنست كه نسوان جهال بعض ولايت جهت رفع اسهال بخورانيدن انفحه يعنى پنيرمايه مىپردازند و عقب آن طفل را شير دهند يا پس شير دادن طفل را فورا انفخه خورانند پس بدان سبب شير در معدهء طفل بفسردگى گرايد و سميت و عفونت در ان پديد آيد و علامتش آنست كه شكم طفل نفخ كند و غشى و تنگى نفس و عرق سرد ظهور نمايد و باشد كه بواسطهء شدت عفونت حمّى عارض شود و گاه بود كه لرزهء قويه به نهجى آشكار گردد كه حرارت را از ظاهر به باطن بازگرداند و هذا علامة روية الاسهال اسهال كه به اطفال عارض شود چند گونه باشد يكى آنكه وقت انبات اسنان عارض شود و اين نوع يا از فتور هضم بواسطهء اشتغال طبيعت بتكوين دندان و يا از ظهور قصور در قواى اعضا و ضعف هاضمه بنا بر وجع لثه گرانى آوردن غذا حدوث يابد و باشد كه از تولد قيح و ريم هنگام بروز دندان در لثهء وقت امتصاص شير رفتن آن بمعده اسهال افتد دوم آنكه بباعث بازگرفتن شير پديد آيد سوم آنكه بنا بر سدّهء جگر و سدّهء ماساريقا حادث گردد و اين نوع از جهت بسيارخوارى و تداخل و عدم احتياط بيشتر لاحق شود و علامت آنست كه در غير هنگام روئيدن دندان و غير وقت فطام ظهور نمايد و اطفال هفت هشتساله را هم افتد و آثار سدّهء جگر و سدّهء ماساريقا در تفصيل امراض جوانان در باب امراض كبد و ماساريقا نوشته خواهد شد از جايگاه امراض مذكوره بجويند الاعتقال يعنى قبض طبيعت و وى آنست كه اطفال را بسبب غلبهء رطوبات كه مضعف قوىاند يا بنا بر عدم انصباب مراره بامعا شكم قبض پذيرد ورم السره و تقيح السره ورم السّره آنست كه وقت قطع ناف ورم در ان پديد آيد و تقيح السّره آنست كه ناف طفل پخته شود و ريم كند و حوالى وى سرخ گردد نتو السّره نتو بضم نون و فوقانى و در آخر واو لغة و اصطلاحا عبارت از برآمدن عضو و بلند شدن آن از موضع خودست و سرّه بضم سين مهمله و تشديد راى مهملهء مفتوحه و هاى موقوفه بتازى ناف را گويند پس نتو السّره عبارت از بلند شدن نافست و دو گونه باشد يكى آنكه بروز ولادت يا قريب آن از سوء تدبير قابله پديد آيد و علامت وى تقدم سببست دوم آنكه از انفتاق صفاق موضع ناف و برآمدن ثرب و معازير آن يا از حصول رطوبت بلغمى در ناف همچو حصول آن در استسقاى زقى يا از اجتماع ريح تحت ناف مانند اجتماع آن در استسقاى طبلى يا از روئيدن