شمس الدين احمد
5
خزائن الملوك ( فارسى )
كه در اجفان ظاهر گردد و گاهى سبب آن انفجار رگ باريك بود كه متصل بملتحمه يا جفن است و بالجمله اگر ماده در ملتحمه باشد ورم سفيدى چشم علامت ويست و اگر ماده در اجفان باشد انتفاخ پلك و انقلاب وى بسوى خارج نشان آنست و انتفاخ اجفان گاهى به حدى رسد كه نگريستن و پلك برهم زدن دشوار باشد و گاهى از اندرون بترقد و خون بسيار از آن برآيد و گاهى بثور در پلك ظهور نمايد احتباس الشئ فى مجرى الانف يعنى بند شدن چيزى در مجراى بينى و سبب حدوث اين علّت چنانست كه هنگام تناول غذا سرفه يا عطسه پديد آيد يا حركتى ديگر اتفاق افتد و از آن رو چيزى كه در دهن باشد به راه بينى درجهد و همان جا بماند و طفل آن را دفع نتواند كرد و اگر قادر بر تكلم نباشد از بيان نيز قاصر بود پس آن چيز در انجا دغدغه كند و تعفن پذيرد و بخار آن بدماغ رنج دهد و بنا بر ان طفل پيوسته متوحش بود و بدخوابى و بىتابى كند و بعد ؟ ؟ ؟ شراب نيكو ميل نمايد و زردى رنگ و ضعف و بيخوابى و نحافت بدن پيدا آيد و باشد كه تپ نرم لازم شود و علامتش آنست كه با وجود عدم نزله از خيشوم آن طرف تنفس نيايد و هر زمان طفل دست بدان جانب ببرد و خيشوم را بمالد ورم الحلق و وى آنست كه ما بين مرى و دهن ورم عارض شود و چيزى فروبردن خيلى دشوار گردد و گاه باشد كه ورم مذكور بسوى عضلها و جانب مهرهاى پشت و پس گردن ممتد شود و اين ورم طفل را بيشتر در سن ترعرع افتد از بهر آنكه حرارت قويهء سن مذكور رطوبات دماغ را گداخته باسفل سائل مىسازد ورم اللوذتين ورم آنها بيشتر از بلغم بود كه از دماغ بر آنها فرود آيد و بسيار باشد كه حرارت دماغى رطوبات دماغ را بگدازد و بر سبيل نزله بر لوذتين ريزد و علامتش ظهور ورم بحس بصر و بحس لمس و دشوارى مزيدن و فروبردن شير مىباشد و اگر طفل ذى شعور باشد خود بيان كند پس اگر از وفور بلغم افتد آثار بلغم آشكار باشد و اگر از حرارت پديد آيد نشان حرارت پيدا بود « 1 » دبه بدال مهملهء هندى و موحدهء مشدده و هاى موقوفه مرضيست كه اطفال را افتد و اگر معالجه نيكو نكنند هلاك كند و علامتش آنست كه سرفه و تنگى نفس مفرط پديد آيد و هنگام تنفس زير قبرغه مغاك افتد و حسب سبب دو گونه باشد يكى آنكه از مادهء گرم حدوث يابد و لزوم تپ سوزان شاهد اوست دوم آنكه از مادهء بلغم افتد و تپ نرم گواه آنست و گاه باشد كه مادهء بلغم از حرارت تپ يا حرارت تدابير مجففه در سينه و شش خشك شود و بدان سبب طفل را سوء تنفس عارض گردد و باشد كه طفل در تنفس از جهت غايت عسر دخول هوا در مجرى دهن را بگشايد خرخرهء عظيمه فى النوم علتيست كه در خواب از سينهء اطفال آواز بلند پديد آيد و سبب آن كثرت رطوبات ششهاى اينانست خاصه در حالت نوم چه در هنگام خواب رطوبات بدن به باطن گرايد و از آن رو مزاحمت در خروج نفس نمايد و اين علّت به اطفال تن ؟ ؟ ؟ آبادان بنا بر ضيق و ضعف مجارى نفس ايشان بيشتر عارض شود القئ المبرح مبرح بمعنى دائمىست و ؟ ؟ ؟ القئ عبارت از ان قئست
--> ( 1 ) بخاءين معجتين مفتوحتين و رائين مهملتين و هاء