شمس الدين احمد

91

خزائن الملوك ( فارسى )

فصد كردن موجب نجات از فساد خون و مترصد سلامتى فرزند بفضل الهى مىباشد و همچنين عورتى كه در ايام حمل معتاد باعتقال طبع گردد و به ماه هفتم حمل آن اسقاط شود او را دادن ملين برفق سبب سلامتى حمل بود گنجدان دوم در امتعهء امور غير طبعى مثل علم الامراض و اسباب و علامات و اعراض و دلائل و شناخت نبض و قاروره و براز و غير آن و در ان چهار صندوق‌ست و قال صاحب الكامل الامور الخارجة عن الامر الطبعى تنقسم الى ثلثة اقسام احدها الامراض و الثانى الاسباب و الثالث الاعراض صندوق نخستين در امراض بدانكه نزد جالينوس احوال بدن انسان سه حالت دارد يكى صحت دوم مرض سوم حالت متوسطه و مىگويد اگر بعضى افعال سالم‌اند و بعضى مؤف حالت متوسط باشد چنانچه حال ناقهين بود و نزد شيخ الرئيس ميان صحت و مرض واسطه نيست و قولش اينست كه اگر سلامتى در همه افعال موجودست صحت بود و الامراض اگرچه آفت بجز از يك فعل بيش نباشد پس نزد جالينوس در صحت و مرض تقابل تضادست و ميان اين تقابل واسطه لازم و ازين جهت حالت ثالثه ثابت باشد و نزد شيخ الرئيس در صحت و مرض تقابل عدم و ملكه است و ميان اين تقابل واسطه نمىباشد زيرا كه خروج از نفى و اثبات غير ممكن‌ست و ازين جهت حالت ثالثه موجود نيست و ناقهين در صحت شمار كرده مىشوند و بالجمله بمذهب شيخ الرئيس مرض حالتىست خارج از مجراى طبعى كه بسبب آن افعال را ضرر مىرسد و عام‌ست كه لحوق ضرر در سائر افعال باشد يا در بعض آن و ضرر فعل سه‌گونه باشد تغير و نقصان و بطلان و مرض دو قسم‌ست مفرد و مركب و مفرد توزيع يابد بسه نوع سوء مزاج و مرض تركيب و تفرق اتصال سوء مزاج آنست كه اول مرض عارض شود به اعضاى مفرده و مرض تركيب آنست كه اول به اعضاى مركب عارض شود و تفرق اتصال آنست كه بهر دو اولا عارض شود و سوء مزاج را مرض متشابه الاجزا نيز گويند و وى دوگونه است متفق و مختلف و متفق را مستوى نيز نامند و در معنى اين هر دو لفظ اطباى كبار را اختلاف‌ست بقول جالينوس و مجوسى صاحب كامل الصنائع آنچه عام بود در جمله بدن مستوىست و آنچه مخصوص بود بعضوى دون عضوى مختلف و بقول ابو سهيل مسيحى و محمد زكريا آنچه ايذا نمىدهد مستوىست و آنچه مىدهد مختلف و نزد شيخ الرئيس و تابعانش آنچه در جوهر عضو مستقر شود و مقاومت طبيعت با وى باطل گردد و حكم مزاج اصلى پيدا كند مستوىست و آنچه نه چنين بود مختلف پس بقول مسيحى و شيخ حمى عفنى سوء مزاج