شمس الدين احمد

90

خزائن الملوك ( فارسى )

و احتباس مفرط را اعتقال مىنامند و ضبط براز و بول افزون بر عادت طبعى مورث امراض باشد و احتياط لازم و مدت دورهء طمث اقل آن دو روز و اكثر آن هفت روز مىباشد اما كمى و بيشى ايام طمث منحصر بر امزجهء اناثست و قال بقراط اول اوقات الحيض تمام عشر سنين و آخره تمام اربع عشر سنة و اول انقطاعه خمس و ثلثون سنة و آخره ستون سنة و اقل ايام دروره يومان و اكثره سبعة ايام و بقول مسيحى جريان طمث زنان در اكثر غالب امر كم از مدت چهارده سال و غايت از بست سال ممكن نمىباشد اعنى غايت شروع جريان تا بست سال و هنگام انقطاع آن در سه و شصت سال مىباشد و وقت انقطاع طمث حمل منقطع مىشود و اصفهانى در دانش‌نامه گفته كه گاه مىباشد كه در بلاد گرم‌سير و جائى كه هواى او گرم باشد پيش از ده سالگى حيض ظاهر شود و در بلاد سردسير و جائى كه هواى او خنك بود بعد از پانزده‌سالگى حيض پديد آيد و اقل مدتى كه در ميان دو حيض واقع شود بست روزست و اكثر آن سى روز و هرچه غير اينها واقع شود غير طبعى باشد و ادرار معتدل بول و طمث واقع اكثر امراض رطبه مثل استسقا و وجع ظهر و وجع مفاصل و سستى اندام و اكثر امراض رحم‌ست و از افراط آن بيم جرب مثانه و قرحه و دق و ذبول و عدم حبل مىباشد و اما استفراغ كلى بر دو نوع‌ست طبعى و غير طبعى اما طبعى نيز بر دو قسم‌ست نخستين ضرورى اضطرارى و آن براز و بول و مخاط و طمث و نفاس‌ست و ثانى ضرورى اختيارى و آن چرك دندان و چرك گوش و وسخ بدن‌ست اما غير طبعى چند نوع‌ست يكى اسهال اخلاط غير طبعيه بادويه دوم اخراج خون غير طبعى بفصد و حجامت و ارسال علق و رعاف و نزف سوم اخراج فضولات صدر و ريه و معده و غيرها بنفث و قى چهارم اخراج فضول آلات تناسل بادرار بول و طمث پنجم اخراج فضول سر و دهان بسبيل مخاط و بزاق ششم اخراج فضول رقيقهء بدنيه بادرار عرق و از همگى استفراغ طبعى آنچه استفراغ ضرورى اختيارىست تنظيف چرك دندان بمسواك اراك و مغيلان و سرپهوكه و غيرها و چرك گوش بميل و اوساخ بدن باستحمام و اغتسال به آب فاتر و تازه مقرر داشته‌اند و آنچه استفراغ غير طبعىست از ان جمله اطباى كبار هرچه براى حفظ صحت لازم داشته‌اند اسهال‌ست و فصد و قى و اسهال و فصد عند الضرورة در هر سال بفصل ربيع و قى در صيف مناسب بود الا تنقيه سودا در فصل خريف واجب‌ست اما احتباس ضرورى كه استفراغ آن موجب ضررست طمث حوامل بود و هرگاه در ايام حبل حيض بروز كند حبس آن باستعمال ادويهء حابسه واجب باشد و استفراغ بمسهل و قى و فصد و حجامت حبالى را منع‌ست الا اگر در مدت معينهء حمل كدامى عورت را آثار فساد خون آشكار شود و پس از وضع حمل فرزند ذى ثبور احمر اللون بزايد كه حيات آن نباشد او را در ايام حمل ديگر به ماه چهارم و پنجم